به گزارش روابط عمومی جامعه مدرسین حوزه علمیه قم، آیت الله ابوالقاسم علیدوست عضو جامعه مدرسین حوزه علمیه قم در پیامی تصریح کرد: دشمن در پی این است که در صفوف مردم اختلاف ایجاد کند. میخواهند بگویند که حضور در خیابان دیگر کافی است و ضرورتی ندارد. حضور مردم باید تا زمان رفع فتنه پابرجا باشد.
در این پیام آمده است:
معروف این است که میگویند دشمنان ایران، ملت ایران را نشناختهاند. اما من میگویم ما خودمان هم آنگونه که باید مردم را نشناختهایم. چه کسی تصور میکرد که ملت اینگونه حضور پیدا کند. مردم ما را یک نفر هزار و چهارصد و خوردهای سال قبل شناخت و آن هم پیامبر عظیم الشأن اسلام بود. وقتی آیۀ ۵۴ سوره مائده نازل شد «مَنْ یَرْتَدَّ مِنْکُمْ عَنْ دینِهِ فَسَوْفَ یَأْتِی اللّهُ بِقَوْم یُحِبُّهُمْ وَ یُحِبُّونَهُ أَذِلَّة عَلَى الْمُؤْمِنینَ أَعِزَّة عَلَى الْکافِرینَ یُجاهِدُونَ فی سَبیلِ اللّهِ وَ لا یَخافُونَ لَوْمَةَ لائِم ذلِکَ فَضْلُ اللّهِ یُؤْتیهِ مَنْ یَشاءُ وَ اللّهُ واسِعٌ عَلیمٌ»، پیامبر عظیم الشأن دستی به شانۀ سلمان زدند و فرمودند مراد خداوند از این جمعیت که خداوند به آنها مباهات میکند، مردم ایران هستند؛ و بعد آن جملۀ ماندگار را فرمودند: «لو كانَ الدین معلقا بالثُّريّا لَتَناوَلَهُ رِجالٌ مِن ابنائ فارِس». عقل اول و عقل آخر، حضرت خاتم مردم ما را شناخت. این عظمت را مردم ما در زبان پیامبر ما دارند.
البته این تحرکات به مردم ایران خلاصه نمیشود. چه کمکها که مردم سراسر دنیا نکردهاند؛ داستانهای عجیبی در این رابطه به گوش انسان میرسد. یکی از دوستان میگفت در کشمیر با اینکه دولت موافق نظام ایران نیست، مردم آنجا چنان همدردی و همراهیای با ملت ایران دارند که یک زن آمده است و یک خروس آورده و میگوید چیزی جز این ندارم و میخواهم این را به ایران هدیه کنم. یک نفر این خروس را یک میلیارد تومان به پول ایران میخرد و خروس را به پیرزن برمیگرداند و پول را برای جبهۀ ایران ارسال میکند. دیگری آمده و فرزند خود را آورده و میگوید میخواهم این فرزندم را در راه ایران هدیه کنم. یک نفر این فرزند را به ۱۰ میلیارد تومان میخرد و فرزند آن خانم را به او باز میگرداند و پول را به حساب ایران میریزد. برخی که از عراق میآیند، میگویند آنچنان ازدحامی در دفتر آیتالله سیستانی برای کمک به ایران شکل گرفته که اگر برای این افراد بخواهیم قبض صادر کنیم، یک ماه به طول میانجامد.
من وقتی این قبیل داستانها را شنیدم به یاد جریانی افتادم. وقتی یحیی بن زید بن علی بن حسین از زندان بنی مروان آزاد شد، آن زنجیری که یحیی با آن بسته شده بود را آوردند بیرون که بفروشند. قیمتی روی این زنجیر گذاشته شد که هیچ کس نتوانست آن را بخرد. آمدند زنجیر را قطعه قطعه کردند هر قطعهای را به یک نفر فروختند و آن زنجیر شد نگین انگشتر و مسلمانان خراسان در نماز به دست کردند. این حوادث در گذشته بوده و الان هم رخ میدهد.
با این وجود دشمن در پی این است که در صفوف مردم اختلاف ایجاد کند. میخواهند بگویند که حضور در خیابان دیگر کافی است و ضرورتی ندارد. حضور مردم باید تا زمان رفع فتنه پابرجا باشد. مسائل صلح و جنگ نیز از مسائل کلان کشور است و خدا را شکر کشور، رهبر، دولت و سپاه دارد. انشاءالله در فرصتی کوتاه خداوند دشمنان اسلام را خوار و دلیل کند.
ابوالقاسم علیدوست
عضو جامعه مدرسین حوزه علمیه قم
منبع: رسا
