09 اسفند 1398 ساعت 00:25

یادداشت ذیل توسط حجت الاسلام والمسلمین سید امیر سخاوتیان پیرامون بیانیه گام دوم انقلاب و جهت انتشار در ویژه نامه نهمین اجلاسیه منطقه ای جامعه مدرسین حوزه علمیه قم و علمای استان های اصفهان، مرکزی و چهارمحال و بختیاری آماده و منتشر شده است که متناسب با موضوع در اینجا به بازنشر آن پرداخته شده است.

 

بسم الله الرحمن الرحیم
حقیقت گام دوم انقلاب اسلامی و اضلاع تحقق آن در چشم انداز آینده

*درآمد
انقلاب اسلامی در مسیر خود، تجربه های فراوانی را کسب نموده است. در گام اول خود، بنیانگذاری نظام اسلامی، جنگ هشت ساله تحمیلی، دوران بازسازی خرابه¬های حاصل از جنگ را با زحمت فراوان پشت سر نهاد که یکی از موانع پیش روی آن تحریمها  و مانع دیگر عدم تجربه کافی در عملیاتی سازی آموزه¬های اسلام انقلابی است. اما در آغاز گام دوم خود؛ تجربه گران بهاء اغز مسیر پیموده شده دارد که نسل جدید با استفده از این تجربه می تواند مسیر را به سوی آروزهای بالنده خود طی نماید. از این رو؛ امام خامنه¬ای در آغاز گام دوم انقلاب، بیانه¬ای را صادر نمودند که این بیانیه هم مسیر پیموده شده و هم مسیری که باید پیموده شود، را تبیین می نماید و چون در آغاز گام دوم صادر گشته است به بیانیه گام دوم انقلاب شهرت یافته است. این بیانیه دارای دو بعد حقیقت و تحقق است. شناخت حقیقت آن می تواند نیروهای مؤمن انقلابی را در تحقق آن یاری رساند. به همین علت در این مجال کوتاه تلاش شده است که اضلاع تحقق آن بر اساس آنچه که در بیانیه آمده است تبیین گردد.

*اضلاع حقیقت گام دوم انقلاب
انقلاب اسلامی در گام دوم خود اهدافی دارد و بر اساس همان اهداف شعار خود را تدوین می نماید. شعار یک مجموعه بیانگر اهداف تعیین شده آن مجموعه است. اگر به سوی آن اهداف حرکت نمایند، مجموعه به بالندگی خود می رسد و اگر در حد شعار باقی بمانند، بعد از مدتی دچار فرسایش شده و نابود می گردند. شعار اصلی انقلاب نیز از آغاز پیدایش تا کنون، مبارزه حق علیه باطل بوده است. با این مقدمه کوتاه، حقیقت گام دوم انقلاب در بیانیه مذکور عبارتند از:

1.    اهداف انقلاب
انقلاب اسلامی در ذات خود خواهان برپایی حکومت حق در جهان است. برپایی حکومت حق و عدل نیازمند نیروی انسانی و جامعه متعالی است. ظهور و تجلی این جامعه متعالی نیز در تمدن خود را نشان می دهد. از این رو؛ مقام معظم رهبری بعد از بیان اینکه انقلاب اسلامی ملت ایران تنها انقلابی است که بعد از برپایی حکومت توانسته با افتخار در مسیر آرمانهایش گام بر دارد، می فرماید: «امّا انقلاب پُرشکوه ملّت ایران که بزرگ‌ترین و مردمی‌ترین انقلاب عصر جدید است، تنها انقلابی است که یک چلّه‌ی پُرافتخار را بدون خیانت به آرمانهایش پشت سر نهاده و در برابر همه‌ی وسوسه‌هایی که غیر قابل مقاومت به نظر میرسیدند، از کرامت خود و اصالت شعارهایش صیانت کرده و اینک وارد دوّمین مرحله‌ی خودسازی و جامعه‌پردازی و تمدّن‌سازی شده ‌است. درودی از اعماق دل بر این ملّت؛ بر نسلی که آغاز کرد و ادامه داد و بر نسلی که اینک وارد فرایند بزرگ و جهانیِ چهل سال دوّم میشود.»

2.    شعارهای انقلاب
شعار اصلی انقلاب اسلامی برپایی حکومت عدل و حق در جهانی و نابودی طاغوت است. ملت ایران نیز در گام اول توانسته با قدرت در مسیر این شعار گام بر دارد. اما برخی تصور نمودند که دوران شعارهای انقلابی تمام شده است و باید به صرف جمهوریت پرداخت. به عبارتی؛ آنان برای شعارهای انقلابی عمر مفید تعریف نموده بودند و اکنون پایان آن را تصور می نمودند. امام خامنه در پاسخ به آنان در بیانیه گام دوم می¬فرماید: «برای همه‌چیز میتوان طول عمر مفید و تاریخ مصرف فرض کرد، امّا شعارهای جهانی این انقلاب دینی از این قاعده مستثنا است؛ آنها هرگز بی‌مصرف و بی‌فایده نخواهند شد، زیرا فطرت بشر در همه‌ی عصرها با آن سرشته است. آزادی، اخلاق، معنویّت، عدالت، استقلال، عزّت، عقلانیّت، برادری، هیچ یک به یک نسل و یک جامعه مربوط نیست تا در دوره‌ای بدرخشد و در دوره‌ای دیگر افول کند. هرگز نمیتوان مردمی را تصوّر کرد که از این چشم‌اندازهای مبارک دل‌زده شوند. هرگاه دل‌زدگی پیش آمده، از روی‌گردانی مسئولان از این ارزشهای دینی بوده است و نه از پایبندی به آنها و کوشش برای تحقّق آنها.»

3.    تقابل دوگانه اسلام و استکبار
حاصل شعارهای انقلاب اسلامی در جهان خارج عینی، عینیت یافتن تقابل دوگانه اسلام و استکبار است. معظم له در این زمینه می¬فرمایند: «پس آ‌نگاه انقلاب ملّت ایران، جهان دوقطبی آن روز را به جهان سه‌قطبی تبدیل کرد و سپس با سقوط و حذف شوروی و اقمارش و پدید آمدن قطبهای جدید قدرت، تقابل دوگانه‌ی جدید «اسلام و استکبار» پدیده‌ی برجسته‌ی جهان معاصر و کانون توجّه جهانیان شد. از سویی نگاه امیدوارانه‌ی ملّتهای زیر ستم و جریانهای آزادی‌خواه جهان و برخی دولتهای مایل به استقلال، و از سویی نگاه کینه‌ورزانه و بدخواهانه‌ی رژیم‌های زورگو و قلدرهای باج‌طلب عالم، بدان دوخته شد. بدین‌گونه مسیر جهان تغییر یافت و زلزله‌ی انقلاب، فرعونهای در بسترِ راحت آرمیده را بیدار کرد؛ دشمنی‌ها با همه‌ی شدّت آغاز شد و اگر نبود قدرت عظیم ایمان و انگیزه‌ی این ملّت و رهبری آسمانی و تأییدشده‌ی امام عظیم‌الشّأن ما، تاب آوردن در برابر آن‌همه خصومت و شقاوت و توطئه و خباثت، امکان‌پذیر نمیشد.»

*اضلاع تحقق گام دوم انقلاب
ظهور اضلاع حقیقت انقلاب اسلامی در جهان خارج، تمدن اسلامی است که در آن انسان فرهیخته در جامعه متعالی به تدبیر جهان می¬پردازد. هر تمدنی دارای مؤلفه¬های قدرت است. مؤلفه¬های قدرت در جهان مدرن، سیاست، اقتصاد، فرهنگ، اجتماع و نظامی¬گری است که اضلاع تحقق یک تمدن محسوب می¬گردد. امام خامنه¬ای در بیانیه گام دوم خود، با تبیین اضلاع قدرت تمدن نوین اسلامی، نخست فهم رایج از اضلاع قدرت را نقض نموده، سپس اضلاع هفتگانه تمدن نوین اسلامی مبتنی بر رویکرد انقلاب اسلامی را بیان می دارند. پایه¬های تحقق گام دوم انقلاب اسلامی و تمدن نوین برخاسته از آن عبارتند از:

1.    علم و پژوهش
ایشان بعد از تبیین اهمیت علم و پژوهش در گام دوم انقلاب و مسیر طی شده در گام اول، هشدار می دهند که دشمن تلاش دارد تا این جهاد علمی را ناکام گذارد. لذا متذکر می¬شوند: « ما اکنون حرکت را ‌آغاز کرده و با شتاب پیش میرویم ولی این شتاب باید سالها با شدّت بالا ادامه یابد تا آن عقب‌افتادگی جبران شود. اینجانب همواره به دانشگاه‌ها و دانشگاهیان و مراکز پژوهش و پژوهندگان، گرم و قاطع و جدّی دراین‌باره تذکّر و هشدار و فراخوان داده‌ام، ولی اینک مطالبه‌ی عمومی من از شما جوانان آن است که این راه را با احساس مسئولیّت بیشتر و همچون یک جهاد در پیش گیرید. سنگ بنای یک انقلاب علمی در کشور گذاشته شده و این انقلاب، شهیدانی از قبیل شهدای هسته‌ای نیز داده است. به‌پاخیزید و دشمن بدخواه و کینه‌توز را که از جهاد علمی شما بشدّت بیمناک است ناکام سازید.»

2.    معنویّت و اخلاق
انقلاب اسلامی؛ یک حرکت الهی است و حرکت الهی بدون مؤلفه معنویت، قدرت حقیقی خود را ندارد. به همین علت، یکی از اصلی¬ترین مؤلفه¬های قدرت و تحقق آن در جهان خارج، پرداختن به معنویت و اخلاق است. ایشان با التفات به این مسئله می¬فرمایند: « شعور معنوی و وجدان اخلاقی در جامعه هرچه بیشتر رشد کند برکات بیشتری به بار می‌آورد؛ این، بی‌گمان محتاج جهاد و تلاش است و این تلاش و جهاد، بدون همراهی حکومتها توفیق چندانی نخواهد یافت. اخلاق و معنویّت، البتّه با دستور و فرمان به دست نمی‌آید، پس حکومتها نمیتوانند آن را با قدرت قاهره ایجاد کنند، امّا اوّلاً خود باید منش و رفتار اخلاقی و معنوی داشته باشند، و ثانیاً زمینه‌ را برای رواج آن در جامعه فراهم کنند و به نهادهای اجتماعی دراین‌باره میدان دهند و کمک برسانند؛ با کانونهای ضدّ معنویّت و اخلاق، به شیوه‌ی معقول بستیزند و خلاصه اجازه ندهند که جهنّمی‌ها مردم را با زور و فریب، جهنّمی کنند.»

3.    عدالت اقتصاد
اقتصاد از مهمترین مؤلفه¬های هر تمدنی است. اگر فقر از یک در وارد گردد، ایمان از در دیگر خارج خواهد شد. تمدن اسلامی زمانی می¬تواند به بالندگی خود دست یابد که همانند سایر اضلاع در ضلع اقتصاد نیز پیشرفت نماید. هم زمان در رشد اقتصادی، ضرورت دارد که عدالت اقتصادی نیز رشد متناسب یابد. معظم له با التفات به این مسئله می¬فرمایند:«اقتصاد یک نقطه‌ی کلیدیِ تعیین‌کننده است. اقتصاد قوی، نقطه‌ی قوّت و عامل مهمّ سلطه‌ناپذیری و نفوذناپذیری کشور است و اقتصاد ضعیف، نقطه‌ی ضعف و زمینه‌‌ساز نفوذ و سلطه و دخالت دشمنان است. فقر و غنا در مادّیّات و معنویّات بشر، اثر میگذارد. اقتصاد البتّه هدف جامعه‌ی اسلامی نیست، امّا وسیله‌ای است که بدون آن نمیتوان به هدفها رسید. تأکید بر تقویت اقتصاد مستقلّ کشور که مبتنی‌ بر تولید انبوه و باکیفیّت، و توزیع عدالت‌محور، و مصرف به‌اندازه و بی‌اسراف، و مناسبات مدیریّتی خردمندانه است و در سالهای اخیر از سوی اینجانب بارها تکرار و بر آن تأکید شده، به‌خاطر همین تأثیر شگرفی است که اقتصاد میتواند بر زندگی امروز و فردای جامعه بگذارد.»

4.    عدالت و مبارزه با فساد
فساد در جامعه، عبارت اخری از طاغوت است. اگر نام اسلام و حکومت بر جامعه قرار داده شود، اما عدالت در آن نباشد، یا آنکه در برابر فساد مبارزه صورت نگیرد، آن حکومت نامی از اسلام را بر گرده دارد. اما روح آن تهی از اسلام است. انقلاب اسلام با هدف مبارزه با فساد و سریان عدالت در جامعه، گام اول خود را برداشت. اما این مسئله در گام دوم، اهمیت مضاف خواهد یافت. زیرا هم باید دستاوردهای گذشته در مبارزه با فساد را حفظ نمود و هم در برابر باقی مانده فساد با قدرت بیشتر و روحیه کامل جهادی مبارزه نمود. عدالت و مبارزه با فساد لازم و ملزوم یکدیگرند و در همه ابعاد زندگی فردی، اجتماعی و تمدنی خود را نشان خواهد داد. عدالت و مبارزه با فساد در صدر اهداف انقلاب اسلامی و ضرورت دارد که در این زمینه تلاش مضاعف صورت پذیرد. در بیانیه گام دوم انقلاب آمده است: «این دو لازم و ملزوم یکدیگرند. فساد اقتصادی و اخلاقی و سیاسی، توده‌ی چرکین کشورها و نظامها و اگر در بدنه‌ی حکومتها عارض شود، زلزله‌ی ویرانگر و ضربه‌زننده به مشروعیّت آنها است؛ و این برای نظامی چون جمهوری اسلامی که نیازمند مشروعیّتی فراتر از مشروعیّتهای مرسوم و مبنائی‌تر از مقبولیّت اجتماعی است، بسیار جدّی‌تر و بنیانی‌تر از دیگر نظامها است. وسوسه‌ی مال و مقام و ریاست، حتّی در عَلَوی‌ترین حکومت تاریخ یعنی حکومت خود حضرت امیر‌‌المؤمنین (علیه‌السّلام) کسانی را لغزاند، پس خطر بُروز این تهدید در جمهوری اسلامی هم که روزی مدیران و مسئولانش مسابقه‌ی زهد انقلابی و ساده‌زیستی میدادند، هرگز بعید نبوده و نیست؛ و این ایجاب میکند که دستگاهی کارآمد با نگاهی تیزبین و رفتاری قاطع در قوای سه‌گانه حضور دائم داشته باشد و به‌معنای واقعی با فساد مبارزه کند، بویژه در درون دستگاه‌های حکومتی.»

5.    استقلال و آزادی
انقلاب اسلامی در گام اول، خط تمایز خود با قدرتهای شرق و غرب مشخص نمود. این خط تمایز سبب استقلال و آزادی او در برابر طاغوت گشت. در نتیجه هنگامی که جهان خارج تعین یافت، به راحتی از سایر قدرتها تمایز می¬یافت. این وجه تمایز در گام دوم نیز وجود دارد و تمدن نوین اسلامی در زمان تحقق خود، یک قدرت متمایز در برابر سایر قدرتهای خواهد شد. این مرز ماهوی، حاصل خون هزاران انسان مؤمن است. در بیانیه گام دوم درباره آن آمده است: «استقلال و آزادی کنونی ایران اسلامی، دستاورد، بلکه خون‌آوردِ صدها هزار انسان والا و شجاع و فداکار است؛ غالباً جوان، ولی همه در رتبه‌های رفیع انسانیّت. این ثمر شجره‌ی طیّبه‌ی انقلاب را با تأویل و توجیه‌های ساده‌لوحانه و بعضاً مغرضانه، نمیتوان در خطر قرار داد. همه -مخصوصاً دولت جمهوری اسلامی‌- موظّف به حراست از آن با همه‌ی وجودند. بدیهی است که «استقلال» نباید به معنی زندانی کردن سیاست و اقتصاد کشور در میان مرزهای خود، و «آزادی» نباید در تقابل با اخلاق و قانون و ارزشهای الهی و حقوق عمومی تعریف شود.»

6.    عزت ملی، روابط خارجی، مرزبندی با دشمن
ملت ایران در دو سده اخیر، تحت سلطه استبداد، از استکبار تحقیر فراوان یافت. در برابر قدرتهای منطقه-ای و فرامنطقه¬ای، چنان تحقیری را تجربه نمود که یکی از آنان حق کاپیتالاسیون دادن به برخی از کشورها همانند آمریکا در ایران بود. اما در گام اول انقلاب، هرگاه ملت ایران با رویکرد انقلابی با دشمنان مواجه شدند، تجربه شیرن عزت ملی را درک نمودند و جوانان جهان اسلام نیز از آن الگو گرفته اند. در بیانیه گام دوم با اشاره به این مسئله آمده است: «اینها بخشی از مظاهر عزّت جمهوری اسلامی است که جز با شجاعت و حکمت مدیران جهادی به دست نمی‌آمد. سردمداران نظام سلطه نگرانند؛ پیشنهادهای آنها عموماً شامل فریب و خدعه و دروغ است. امروز ملّت ایران علاوه‌ بر آمریکای جنایت‌کار، تعدادی از دولتهای اروپایی را نیز خدعه‌گر و غیر قابل اعتماد میداند. دولت جمهوری اسلامی باید مرزبندی خود را با آنها با دقّت حفظ کند؛ از ارزشهای انقلابی و ملّی خود، یک گام هم عقب‌نشینی نکند؛ از تهدیدهای پوچ آنان نهراسد؛ و در همه‌حال، عزّت کشور و ملّت خود را در نظر داشته باشد و حکیمانه و مصلحت‌جویانه و البتّه از موضع انقلابی، مشکلات قابل حلّ خود را با آنان حل کند. در مورد آمریکا حلّ هیچ مشکلی متصوّر نیست و مذاکره با آن جز زیان مادّی و معنوی محصولی نخواهد داشت.»

7.    سبک زندگی
همه آنچه که بیان شد؛ اضلاع تحقق و ظهور عینی تمدن نوین اسلامی است. اما ظهور عینی آن برای همگان در سبک زندگی است. به¬عبارتی، همه موارد فوق، زمانی برای مردم ایران و جهان معنا خواهد یافت که آن را در سبک زندگی بیابند. تمدن غرب با التفات به این مسئله و با  ترویج سبک زندگی غربی در ایران، زیانهای بی‌جبران اخلاقی و اقتصادی و دینی و سیاسی به کشور و ملّت ما زده است؛ مقابله با آن، جهادی همه‌جانبه و هوشمندانه میطلبد که باز چشم امید در آن به شما جوانها است. این مبارزه، در سطوح مختلف طراحی، تبین، ترویج و تبلیغ صورت می¬پذیرد.

 

جمع بندی
بیانیه گام دوم انقلاب دارای حقیقت و الزامات مربوط به تحقق است. اگر در درک حقیقت آن کوتاهی شود، تحقق آن غیر ممکن خواهد شد و اگر صرفا حقیقت آن درک شود، اما الزامات تحقق آن مخفی بماند، باز هم تحقق آن امکان ندارد. حقیقت گام دوم انقلاب اسلامی در اهداف و شعائر آن نمایان است و اساس آنها نیز در نبرد حق و باطل خلاصه می¬گردد. از سوی دیگر تحقق آن نیز دارای هفت ضلع است که به صورت اجمالی در این نوشتار به آن پرداخته شده است. آنچه که باید نسبت به آن تفطن داشت، ماهیت اضلاع تحقق است. زیرا این اضلاع همان مؤلفه¬های قدرت در تمدن اسلامی هستند که غیر از مؤلفه¬های قدرت در تمدنهای کلاسیک می¬باشند. به عبارتی؛ مقام معظم رهبری در این بیانیه به تبیین مبانی نظریه تمدن اسلامی پرداخته و نظریه را بر مؤلفه¬های بنا نهاده¬اند که از مؤلفه¬های کلاسیک عدول می¬نماید و وجه تمایز دیگری برای تمدن نوین اسلامی در برابر جریان طاغوت می¬گردد.

بالای صفحه