25 مرداد 1399 ساعت 12:01

عضو جامعه مدرسین حوزه علمیه قم و قائم مقام موسسه آموزشی پژوهشی امام خمینی قدس سره آیت‌الله محمود رجبی در گفت و گویی به تبیین و تحلیل چیستی، مؤلفه‌ها و الزامات گام دوم انقلاب اسلامی و وظایف حوزه و روحانیت در تحقق بیانیه گام دوم انقلاب پرداخته اند که در ادامه می خوانید...



 روح بیانیه گام دوم انقلاب ناظر به چه مسائلی است؟

قبل از پاسخ به این پرسش جا دارد که از باب مقدمه چند نکته را تذکر دهم.

بیانیه گام دوم انقلاب یکی از الطاف الهی به امت و نظام ماست. همان‌گونه که وجود پربرکت حضرت امام و مقام معظم رهبری هم لطف بزرگ الهی است که خداوند به ما ارزانی داشته است و لازم است هر روز شکر گذار این نعمت بزرگ باشیم. به رغم اینکه توجه مراکز علمی و فرهنگی و مراکز حوزوی و دانشگاه به این بیانیه جلب شده است، این بیانیه به حدی عظمت دارد که درک زوایا و عمق استراتژیک آن نیاز به زمان و تلاش و تبیین بیشتر آن دارد. به تعبیری می‌توانیم بگوییم که این بیانیه، یک بیانیه عرشیه است. در روایتی داریم که « أَنَّ قَلْبَ اَلْمُؤْمِنِ عَرْشُ اَلرَّحْمَنِ، بحار الأنوار الجامعة لدرر أخبار الأئمة الأطهار؟عهم؟، جلد 55، صفحه 39» قلب بنده مؤمن خدا عرش الهی است. البته روایات متعددی داریم که این مفاد را بیان می‌کند و شاید این روایت برگرفته از آن روایات باشد که می‌فرماید: «قال اللّه تعالى ما وسعنی أرضی و لا سمائی و لکن وسعنی قلب عبدی المؤمن.؛ الوافی , جلد 11 , صفحه 536 » آسمانها و زمین و جهان آفرینش وسعت و گنجایش اینکه من را در بر بگیرند ندارند، در حالیکه قلب بنده مؤمن اینچنین است. بنابراین قلب بنده مؤمن و صالح ظرف معارف و الهامات الهی است. باز در روایت دیگری داریم « مَا أَخْلَصَ عَبْدٌ لِلَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ أَرْبَعِینَ صَبَاحاً إِلاَّ جَرَتْ یَنَابِیعُ اَلْحِکْمَةِ مِنْ قَلْبِهِ عَلَى لِسَانِهِ، عیون أخبار الرضا علیه السلام، جلد 2، صفحه 69» اگر یک بنده مؤمن الهی چهل روز که این چهل روز می‌تواند بیان کثرت باشد خودش و عبادتش را برای خدا خالص کرد، سرچشمه های حکمت از قلبش بر زبان او جاری می‌شود و یا اینکه خداوند این سرچشمه‌ها را از درون او برای ارائه به مخاطبین او منفجر می‌کند. این بیانیه در واقع ظاهر شدن سرچشمه های حکمت قلب مقام معظم رهبری است لذا با توجه به اینکه قلب مؤمن عرش خداست می‌توانیم بگوییم این بیانیه یک بیانیه عرشیه است.

مرحوم ملاصدرا کتابی بنام الحکمة العرشیه دارند که بعد از اسفار و در اواخر عمرشان نوشته‌اند آن‌جا اهم نوآوری‌های فلسفه خودشان را بیان می‌کنند و می‌فرمایند این‌ها برگرفته از آیات و روایات است، بیانیه گام دوم انقلاب نیز همینگونه هست و این بیانیه برگرفته از عمق فرهنگ دینی است و مفاد آن در قسمت‌های مختلف همسو با موازین و آیات و روایات است. لذا لازم است نگاه ویژه ای به این بیانیه داشته باشیم و آن را یک موهبت الهی بدانیم و شکرگذار باشیم.

البته ما یک شکر قلبی داریم که انسان باور کند این نعمت ولطف خداست. همچنین یک شکر زبانی داریم که با زبان خدا را شکر می‌گوییم که رهبر معظم انقلاب چنین نقشه راهی را برای ما ترسیم کرده‌اند و یک شکر عملی دارد که استفاده از این بیانیه است و امت ما و فرهیختگان حوزوی و دانشگاهی و مسئولین ما به این بیانیه بعنوان یک نقشه راه نگاه کنند که استفاده بهینه و کامل از این بیانیه در چهل سال دوم انقلاب چگونه باید رخ دهد. هنوز جا دارد که راجع به عظمت، جامعیت و روزآمدی این بیانیه و ابعاد مختلف آن بحث کنیم تا جامعه ما جایگاه این بیانیه را در نظام و انقلاب ما و در آینده پیش روی ما به خوبی بشناسند.

نگاه به گذشته «کجا بوده‌ایم؟»

اما اگر بخواهیم به پرسش اول شما که ناظر روح بیانیه گام دوم انقلاب و مسائل آن است به صورت مختصر مطالبی عرض کنم باید گفت: فرازی از این بیانیه ما را متوجه گذشته مان می‌کند که مردم ما و ایران اسلامی قبل از انقلاب در چه وضعیتی بود و ما کجا بودیم؟ و نگاهی به گذشته ما دارد که توجه به این بخش برای مقابله با دشمنان بسیار اهمیت دارد چرا که نسل جوان ما دوران قبل از نهضت و دوران آغازین نهضت را ندیده‌اند که ما در چه جایگاهی بودیم و شرایط سیاسی و اجتماعی و فرهنگی و علمی ما به چه صورت بوده است. این بیانیه چنین تصویری را به اجمال معرفی می‌کند و نیاز داریم تا محققین ما این مسئله را تبیین کنند تا هم تاریخ انقلاب مصون از تحریف بماند و هم اینکه نسل جوان ما در جریان گذشته انقلاب و اینکه در چه جایگاهی قرار داشتیم قرار بگیرد تا عظمت موقعیت کنونی وآینده را بهتر درک کند.

نگاه به حال و وضعیت کنونی کشور« به کجا رسیده‌ایم»!

محور دوم بیانیه این است که تا به حال به کجا رسیده‌ایم که بسیار اهمیت دارد. در حقیقت این بیانیه به ما نشان می‌دهد که از کجا شروع کرده‌ایم و به کجا رسیده‌ایم و دست‌آوردها و برکات انقلاب و نظام چه چیزهایی است. یکی از توطئه های دشمنان ما که روی آن متمرکز هستند این است که بگویند نظام ناکارآمد بوده و دست آوردی نداشته است. یک زمانی حضرت امام‌ قدس سره فرمودند: تبلیغات می‌تواند یک امر بسیار مطلوب و یا یک امر بسیار نامطلوب و زشتی در سطح جامعه باشد. بعد هم داستانی را عرض کردند که فرصت بیان آن نیست. غرض این است که دشمن سعی دارد با تبلیغات خودش به نسل جوان ما بگوید بهایی که برای انقلاب پرداخته‌اید با دست آوردهای آن همخوانی ندارد و جامعه را در ادامه دچار یأس کند. در صورتی که اگر برکات انقلاب تبیین شود می‌بینیم این دست آوردها شگفت آور است.

اگر امت اسلامی طبق موازین دینی حرکت کند به سوی شکوفایی حرکت می‌کند و آن‌قدر این پیشرفت و تعالی زیاد خواهد بود که بنیانگذاران او به شگفتی واداشته خواهند شد که آیا واقعاً این پیشرفت و شکوفایی محصول کار ما بوده است.

 در فاصله پیروزی انقلاب تا کنون با وجود این همه دشمنان سرسخت که همه توانشان را برای نابودی انقلاب به کار گرفته اند انقلاب توانسته است تهدیدها را تبدیل به فرصت کند و دست‌آوردهایی بدست آورد که شاید نیاز داریم تا ده‌ها یا صدها سال از برخی از آن‌ها بگذرد تا ملت متوجه آن‌ها بشوند.

 ما در برخی از ابعاد به رتبه اول جهان رسیده‌ایم که در گذشته و سال‌های آغازین نهضت قابل تصور هم نبود. اگر آن روز به ما می‌گفتند: در برخی مسائل به رتبه های اول یا دوم یا سوم یا چهارم یا پنجم جهان می‌رسید باور پذیر نبود و آن را نشدنی می‌دانستیم. آن هم در شرایطی که دشمن این همه سرمایه‌گذاری می‌کند. اینکه در چه شرایطی قرار داریم مسئله مهمی است که مقام معظم رهبری آن را تبیین کرده‌اند و به تبیین بیشتر و عمیق‌تری نیاز دارد تا جامعه امروز یا نسل های آینده بدانند انقلاب در ظرف چهل سال این همه دست آورد داشته و نور امیدی در ملت های آزادیخواه و ملت های جبهه مقاومت ایجاد شود. بطور قطع بیان دست آوردهای انقلاب نور امید و انرژی جبهه مقاومت را بیشتر خواهد کرد تا در حرکت خودش با شتاب بیشتری حرکت کند.

نگاه به آینده « به چه جهتی و چگونه باید حرکت کنیم؟»

محور سوم بیانیه این است که با محوریت نیروی جوان برآمده از انقلاب و با روحیه جهادی و انقلابی به چه جهتی و چگونه باید حرکت کنیم تا تمدن نوین اسلامی که زمینه ساز ظهور است محقق شود.

 این برنامه چهل سال دوم و گام دوم انقلاب است. به این معنی که ما تا به حال به این نقطه رسیده‌ایم و لازم است در ادامه در کدام جهت و چگونه حرکت کنیم؟ و باید از چه نیروهایی کمک بگیریم؟. این هم از شگفتی های بیانیه است که روی سخن و توصیه های ایشان به جوانان است و اتکای ایشان به نیروی جوان برآمده از انقلاب است که دارای روحیه جهادی و انقلابی هستند و می‌فرمایند: «من این توصیه‌ها را به شما می‌کنم». این نکته یک الهام الهی است. مانند نامه ای که مقام معظم رهبری خطاب به جوانان غربی نوشتند که آن هم یک الهام الهی بود.

بنابر این محور سوم بیانیه به این صورت است که (اولا باید روی نیروی جوان تکیه شود، و ثانیا در این بیانیه جوانانی مد نظر هستند که برآمده از انقلاب هستند و دارای روحیه جهادی و انقلابی هستند).

 نکته سوم این بیانیه این است که بدانیم نقطه اوج حرکت انقلابی ما تحقق تمدن نوین اسلامی است که زمینه ساز ظهور حضرت حجت است و حالا باید چگونه حرکت کنیم که نقشه راه را به ما نشان می‌دهد. ماهیت و روح بیانیه این مسئله است که مجموعه محورها و ابعاد این بیانیه چنین حقیقتی را در اختیار ما قرار می‌دهد.

چرا این بیانیه در چنین مقطع تاریخی از انقلاب صادر شده است؟ در واقع صدور این بیانیه مقارن با چهل سالگی انقلاب به چه دلیل بوده است؟

خداوند متعال در آیات شریفه قرآن می‌فرماید: «وَجَعَلْنَاهُمْ أَئِمَّةً یَهْدُونَ بِأَمْرِنَا،سوره انبیاء آیه 73» ما در بین انسان‌ها عده‌ای را امام قرار می‌دهیم. امام به معنای پیشرو است. یعنی در مسیر جهاد و مسیر تقرب الهی که مسیر حرکت به سوی هدف خلقت انسان وجهان عده‌ای پیشرو هستند و در جلو حرکت می‌کنند و این‌ها زودتر از همه امت حرکت را آغاز کرده و به پیش می‌روند. این‌ها نه تنها پیشرو و جلودار هستند، بلکه امت را هم هدایت می‌کنند که شما به این سو بیایید و بعد می‌فرماید: « یَهْدُونَ بِأَمْرِنَا » این هدایت هم بأمر ماست. یعنی در چهارچوبه دستورات خداوند و موازین دینی جامعه را هدایت می‌کنند.

 این سه مؤلفه در رهبران دینی وجود دارد و ما خدا را شاکریم که هم امام عزیز ما و هم رهبر معظم انقلاب مصداق این آیه شریفه هستند. وقتی به زندگی امام نگاه می‌کنیم می‌بینیم ایشان پیش از همه حرکت می‌کنند. ایشان نهضت را از خودشان شروع کرده و امت را در چهار چوبه موازین دینی به دنبال خودشان کشیدند. در حالی‌که انگیزه و پشتوانه ایشان الهی بود. رهبر معظم ا نقلاب نیز بعد از ایشان همین‌گونه هستند. در هر حرکتی که در مسیر شکوفایی انقلاب و نظام و حرکت جامعه به سوی کمال و سعادت داشتیم ایشان پیشرو بودند. ایشان در ابعاد مختلف اولین سخن را بعنوان هدایت بیان کردند و خودشان نیز آن را در درون خودشان ایجاد کرده و متخلق به آن بودند. اگر از معنویت سخن گفتند خودشان متخق بودند، اگر از علم یا شهامت یا شجاعت یا تدبیر سخن می‌گویند می‌بینیم خودشان پیشوا هستند و جلو می‌روند و به این اکتفا نکرده و امت را نیز به دنبال خودشان حرکت می‌دهند و حرکت دادن امت به سوی مسیر سعادت در مقام معظم رهبری بطور کامل وجود دارد. بعد هم ایشان نقشه راهی را می‌دهند که برگرفته از موازین دینی است.

 اینکه عرض می‌کنیم روح بیانیه گام دوم برخاسته از فرهنگ دینی است، همان ویژگی سومی است که آیه شریفه تحت عنوان « یَهْدُونَ بِأَمْرِنَا » به آن اشاره می‌کند اما روح و اساس و چهارچوبه این حرکت خواست خداوند و پیاده شدن فرامین الهی است. چنین رهبری که می‌خواهد خودش پیشرو باشد و در چهارچوبه موازین دینی امت را حرکت بدهد، اقتضا می‌کند که در مقاطع مختلف حرکت امت، نقشه راهی را در اختیار آن‌ها قرار بدهد. اگر نقشه راهی وجود نداشته باشد امت نمی‌تواند حرکت کند. این ویژگی هم در حضرت امام و هم در مقام معظم رهبری که در طول انقلاب و بخصوص در نقاط عطف انقلاب و نظام دیده می‌شود.

 از آن‌جایی که مقطع چهل سالگی انقلاب نقطه عطفی است که مرحله رشد و بالندگی انقلاب است. ما در این مدت چهل ساله برای تثبیت نظام و استقرار آن و برای ایستادن نظام روی پای خود مبارزه کردیم. به تعبیر قرآن در آیات سوره فتح «زَرْعٍ أَخْرَجَ شَطْأَهُ فَآزَرَهُ فَاسْتَغْلَظَ فَاسْتَوَى عَلَى سُوقِهِ یُعْجِبُ الزُّرَّاعَ،آیه 29 سوره فتح.» دانه‌ای که نهال آن بیرون می‌آید این نهال‌ها رشد می‌کنند و درخت تنومندی را پیوند می‌دهند که روی پای خودش می‌ایستد. از این به بعد باید حرکت را به سوی نقطه اوج آغاز کند. بنابراین چهل سالگی انقلاب دوران رشد و بالندگی آن است. انقلاب توانسته دشمن را سر جای خودش بنشاند. دشمنان انقلاب پیاپی می‌گفتند یک هفته دیگر، یک ماه دیگر، یک سال دیگر این انقلاب منقرض خواهد شد و همه توان خود را به کار گرفتند، اما امروزه از هدفشان که ریشه کن کردن این نظام بود منصرف شدند. چرا که دیدند همه آنچه را که در توان داشتند به کار گرفتند و موفق نشدند. حالا این انقلاب ماست که باید حرکت خودش را شتابان به پیش ببرد و انشاءالله در آینده نه چندان دور نظامات مستکبر جهان را از اریکه قدرت به زیر بکشد و جهان را از سلطه مستکبران و مستبدان آزاد کند. در این نقطه عطف که حساس‌ترین نقطه است، نیاز به نقشه راه داریم. ما تا این‌جا را آمده‌ایم و لازم است بدانیم این گام دوم که برای رسیدن به تمدن اسلامی است را چگونه باید برداریم. این است که مقام معطم رهبری بسیار به جا و حکیمانه و بسیار به موقع اینچنین بیانیه طولانی و جامع و روزآمد و آینده نگرانه‌ای را به امت عرضه کردند که امت مقطع زمانی و شرایط حاضر را درک کند و بعد هم با نقشه راه آشنا شود. بنابر این باید به صدور بیانیه در این مقطع کنونی توجه شود که جای صدور ومحل صدور این بیانیه دقیقاً همین مقطع زمانی بود و صدور زودتر آن مناسب نبود و همچنین صدور با تأخیر آن جایز نبود. این از الطاف الهی به این امت و عنایت الهی به مقام معظم رهبری و پاداش خون شهیدان و فداکاری‌های امام و نیروهای انقلاب است. خداوند می‌فرماید:«‌فَإِنَّ اللَّهَ لَا یُضِیعُ أَجْرَ الْمُحْسِنِینَ؛ هود 115» خداوند اجر کسانی را که مؤمن و نیکوکار هستند و کار درست انجام می‌دهند را ضایع نمی کند. صدور این بیانیه در مقطع و شرایط کنونی مصداق این موضوع است که خداوند اجر انقلابیون خالص و مخلص را به آن‌ها داد و مسیر آینده و دوران شکوفایی و بلوغ را به آن‌ها نشان داد.

نکته دیگر در مورد بیانیه این است که ماهیت این بیانه و تفاوت ماهوی آن با گام اول چیست؟ انقلاب ما در گام اول چه ماهیتی داشت و در گام دوم چه تفاوتی با گام اول داریم؟

همان‌طور که عرض کردیم ما در گام اول در دوران تثبیت نظام قرار داشتیم. دشمن تمام تمرکز خودش را روی جنگ سخت قرار داده بود وتوهم می‌کرد که می‌تواند نظام را ریشه کن کند. حتی بخشی از تلاش‌های نرم افزاری‌ها و جنگ نرم او برای تقویت و دستیابی به پیروزی در جنگ سخت بود. انواع کودتاها و جنگ تحمیلی و سایر برنامه‌ها این امید را برای دشمن به همراه داشت که با این جنگ سخت قادر به سرنگونی نظام خواهد بود و تمام تلاش خود را به کار گرفت. اما ماهیت گام دوم این است که دشمن در سال‌های اخیر محور فعالیت خود را از جنگ سخت به جنگ نرم تغییر داد تا با استحاله نظام و تغییر سبک زنگی جامعه ما و با تحمیل ارزش‌ها و ناامید کردن مردم نسبت به نظام به سراغ ساختار نرم‌افزاری جنگ با جامعه رفت و آن را مورد هجوم قرار داد و حتی اگر در کنار این برنامه اموری از مقوله جنگ سخت را به کار می‌گیرد، با هدف تقویت جنگ نرم است. به‌عنوان مثال فشار تحریم‌ها برای تکیه بر مباحث سخت افزاری نیست، بلکه امید دارد بتواند ملت را از وفاداری به انقلاب جدا کرده و امت اسلامی در دفاع از نظام دچار تردید کند. بنابر‌این تمرکز دشمن روی جنبه نرم‌افزاری است. دشمنان با تهاجم عظیمی که با تمام توان در جنبه‌های نرم‌افزاری دارند، به زیر بنایی‌ترین اصول بنیادی ما هجمه می‌کنند. بیشترین هجمه به منابع اصیل ما که اولین آن قرآن کریم است انجام می‌شود. این کارهای دشمن حساب شده است. دشمن متوجه شده است تا زمانی که دین و مبانی فکری و ارزش‌ها در درون ملت وجود دارد توان مقابله با این نظام را ندارند. چرا که مدت چهل سال با این نظام مقابله کرده‌اند و راهکارهای خود را نتیجه بخش ندیده‌اند. اما علی رغم همه این توطئه‌ها در مناسبات انقلابی همه مردم با همه سلایق به صحنه می‌آیند. بنابر این دشمن متوجه شد در مسیر گذشته که با تکیه بر جنگ سخت بود موفق نخواهد بود. بنابراین به سراغ جنگ نرم آمده است. بنابراین سرمایه‌گذاری ما در گام دوم بایدروی این مقوله باشد و با توجه به این نکات ماهیت گام دوم انقلاب با گام اول تغییر پیدا می‌کند. هم به این جهت که به جای استقرار و تثبیت نظام در جهت رشد و شکوفایی آن است، هم به این دلیل که راهکاری برای مقابله با جنگ نرم دشمن است. به همین دلیل مقام معظم رهبری روی مسائل معنوی و اخلاقی و مسائل علمی یا بنیان‌های فکری و تربیتی تکیه می‌کنند که در بیانیه محورهای زیادی در این خصوص وجود دارد. حتی در بحث تحریم های اقتصادی و معیشت مردم وقتی ایشان تذکر می‌دهند که باید روی آن متمرکز بشویم فوراً تذکر می‌دهند که البته مسئله فرهنگ مهم است، اما چون اقتصاد روی مسئله فرهنگی اثر می‌گذارد و دشمن قصد دارد از طریق مباحث معیشتی و اقتصادی روی فرهنگ ما اثر بگذارد، بنابر این باید به این مباحث بپردازیم تا جلوی نفوذ دشمن به فرهنگ و ضربه او به فرهنگ از طریق معیشت گرفته شود. لازم است توجه کنیم که دشمن برای ضربه زدن به فرهنگ قصد نفوذ از کدام سنگرها را دارد و این راه‌های نفوذ را سد کنیم.

رسالت حوزویان در تحقق این بیانیه چیست؟

با توجه به اینکه می‌خواهیم راجع به رسالت حوزویان در خصوص این بیانیه صحبت کنیم، به نظر می‌رسد مقام معظم رهبری مسائلی را در سه محور متوجه حوزه دانسته‌اند و آن‌ها را رسالت حوزه دانسته‌اند ولازم است حوزه سرمایه‌گذاری جدی در این حوزه‌ها داشته باشد. این سه محور همان رسالت روحانیت است.

الف- تقویت و نهادینه سازی مبانی فکری و نظام تفکر دینی

اولین گامی که روحانیت برای صلاح جامعه برمی‌دارد تقویت و نهادینه سازی مبانی فکری و نظام تفکر دینی است. حوزه، متولی تقویت و تثبیت مبانی اعتقادی و فکری و نظام تفکر دینی است و این موضوع از جای دیگری انتظار نمی‌رود. رسالت روحانیت ادامه رسالت انبیاست. همه انبیا برای تبیین، نهادینه و تثبیت و ترویج مبانی فکری و نظام تفکر دینی آمده‌اند. بنابراین یک محور این است که حوزه باید بر اساس گام دوم برنامه‌ریزی کند تا این مبانی بصورت متقن، مستند و مستدل و با تبیین عقلانی استخراج شده و به جامعه و نظام عرضه شود. نظام ما یک نظام اسلامی است و نیاز دارد تا بر اساس موازین دینی اداره شود. چه کسی باید این موازین دینی در ابعاد مختلف و مناطق مختلف نظام عرضه کند؟ این است که حوزه باید هم روی مبانی فکری و نظام تفکر دینی سرمایه گذاری کند و هم در اصول و ریشه‌ها و هم در فروع کار کند. اگر دشمن قصد دارد سبک زندگی غربی را جایگزین کند این حوزه است که باید در ابعاد مختلف سبک زندگی دینی را با استناد به آیات و روایات و مباحث عقلانی استخراج، تبیین و شفاف سازی کند و بعد آن‌ها را ترویج و نهادینه کرده و در عمق جان مردم بنشاند و مخاطرات و مضرات سبک زندگی غربی را بیان کند. ولی اگر با تمام توان هم سبک زندگی غربی را نفی کند، جامعه سؤال می‌کند که سبک زندگی اسلامی چیست؟ حالا ما سبک زندگی غربی که نامطلوب است را کنار گذاشتیم، چه چیزی جایگزین آن است. ما نیاز داریم که سبک زندگی اسلامی را استخراج و تبیین و ترویج کنیم و رسالت حوزه به این تمام نمی‌شود که فقط متنی را بنویسد و بحثی راعرضه کند، بلکه به تعبیر مقام معظم رهبری - در دیدار با شورای عالی حوزه در آخرین سفر ایشان به قم - رسالت یک محقق حوزوی زمانی تمام می‌شود آنچه را که استخراج و تبیین کرده است به عمق جان مخاطب بنشاند. یعنی اگر آنچه را که در مورد سبک زندگی اسلامی گفت به عمق جامعه نشست و همه به‌صورت خودجوش به آن عمل می‌کنند این‌جا رسالت حوزه تمام شده است و تا قبل از این رسالت حوزه تمام نشده است. این رسالت هم بسیار خطیر و ظریف و هم بسیار مهم و سرنوشت ساز است و رسالتی بزرگ است که بر عهده حوزه علمیه است.

ب- اخلاق و معنویت

محور دوم اخلاق و معنویت است. دشمن سرمایه گذاری جدی کرده است که ذهن و فکر و همه توان جامعه را به سمت مادیات بکشاند تا معنویات را کنار بگذاریم و به اعتباری جامعه سکولار بشود. آن‌ها اگر گاهی از اخلاق و معنویات می‌گویند مرادشان اخلاق مادی است و تمام آن به لذت طلبی بر می‌گردد. اما اخلاق و معنویت اسلامی که خود مقام معظم رهبری روح اخلاق و معنویت را در این بیانیه بیان کرده‌اند به گونه دیگری است. این بعد چیزی است که لازم است خود حوزه در آن پیشگام باشد و پیش از همه متخلق به اخلاق اسلامی و متربی به معنویت اسلامی بشود که اگر بخواهد اثر مطلوب را در جامعه داشته باشد، لازم است خودش تقدم داشته باشد. این رسالت سنگینی است که مسئولین حوزوی و قشر اثر گذار از اساتید و فرهیختگان حوزه باید روی آن سرمایه گذاری ویژه‌ای داشته باشند تا روحانیت در هر جایگاه و سمتی که قرار دارد در حوزه اخلاق و معنویت سرآمد باشد تا بتواند نقش پیشوایی و هدایت جامعه را به خوبی ایفا کند. علاوه بر این باید جامعه را در بعد اخلاق و معنویت تغذیه فکری کند تا جامعه اخلاق اسلامی را بفهمد. علت اینکه بسیاری از افراد برخلاف اخلاق و موازین دینی عمل می‌کنند این است که آگاه نیستند. بنابراین با تبیین عقلانی که باعث جذب شود باید کار کنیم. گاهی تبیین‌های خشک و نامطلوبی را ارائه می‌کنیم که به جای اینکه مخاطب جذب آن شود، در برابر آن موضع می‌گیرد. تمام فرهنگ دینی ما منطبق با فطرت و سرشت انسانی است و اگر بتوانیم این‌ها را با تبیین عقلانی و فطری عرضه کنیم طوری سخن بگوییم که مخاطب احساس کند که این مطالب همان چیزی است که عقل او می‌گوید و فطرت او می‌خواهد، بطور قطع آن را می‌پذیرد. بنابر‌این یک بعد تغذیه فکری است و یک بعد تلاش برای نهادینه‌سازی و اجتماعی کردن جامعه نسبت به آن‌هاست.

و این رسالت حوزه است و حوزه باید بداند وظیفه دارد هم جامعه را نسبت به فرهنگ دینی در سطح کلان فرهنگ سازی کند و هم در سطح خرد ارزش‌ها را درون ریزی کرده و نهادینه سازی کند. این بخش بسیار مهمی است که امام عزیز ما درخصوص روحانیت فرمود که اذا فسد العالم، فسد العالم، اگر خود روحانیت و دانشمندان که شامل دانشگاهیان هم می‌شود صالح باشند جامعه صالح می‌شود و اگر فاسد باشند عالم پر از فساد می‌شود.

ج- صیانت از ارزش‌ها و روحیه و منش انقلابی

بحث دیگر این است که ما انقلاب را با فداکاری‌ها و راهنمایی‌ها تا به این‌جا رسانده‌ایم. این‌جا رسالت حوزه صیانت از ارزش‌ها و روحیه انقلابی و منش انقلابی و آرمان‌های انقلاب است. به تعبیر مقام معظم رهبری: انقلاب فرزند حوزه است. یک پدر یا مادر نسبت به فرزندشان نهایت پاسداری و صیانت را دارند. بنابراین حوزه بعنوان فرزند خودش لازم است همیشه دل نگران ارزش‌های نظام باشد و در هیچ مقطعی نه تنها غافل نشود، بلکه عدم حساسیت حوزه نیز پسندیده نیست. حوزه باید یک مرکز و منبع انرژی ارزش‌های انقلاب و روحیه انقلاب و روحیه جهادی باشد و آن را به جامعه پمپاژ کند. این مطلب می‌طلبد که در ابتدا روحیه انقلابی در درون حوزه در نقطه بالایی باشد تا بتواند این روحیه را به جامعه پمپاژ کند. این رسالت مهمی است که مقام معظم رهبری مکرر روی آن تأکید کرده اند که حوزه باید انقلابی بماند. اگر حوزه انقلابی نماند، نظام هم انقلابی نمی‌ماند و جامعه هم به همین گونه.

این‌ها سه محور اساسی هستند که در بیانیه به آن‌ها تأکید شده است.

 مقام معظم رهبری روی انقلابی‌گری و ارزش‌های انقلاب زیاد تأکید کرده‌اند و به لحاظ فکری و فرهنگی این رسالت حوزه است و شکی در این مطلب وجود ندارد که اگر نظام و انقلاب فرزند حوزه هستند و اگر نظام قصد دارد در چهارچوبه موازین دینی و ارزش‌های انقلابی اداره بشود، باید کمر همت ببندد و با تمام توان به میدان بیاید.

چرا مخاطب بیانیه گام دوم انقلاب جوانان هستند؟

مقام معظم رهبری در این بیانیه روی جوانان تکیه کرده‌اند و حوزه هم باید در این خصوص سرمایه‌گذاری ویژه داشته باشد و در مورد قشر جوان در ابعاد اخلاق و معنویات یا در ابعاد مبانی فکری و یا ابعاد ارزش‌ها و آرمان‌های انقلاب نیاز به سرمایه‌گذاری ویژه دارد. این مسئله برگرفته از فرهنگ دینی ما هست. امام صادق علیه السلام به ابو جعفر احول فرمود: «قَالَ أَبُو عَبْدِ اَللَّهِ عَلَیْهِ اَلسَّلاَمُ لِلْأَحْوَلِ : «أَتَیْتَ اَلْبَصْرَةَ »؟ قَالَ: نَعَمْ. قَالَ: «کَیْفَ رَأَیْتَ مُسَارَعَةَ اَلنَّاسِ فِی هَذَا اَلْأَمْرِ وَ دُخُولَهُمْ فِیهِ»؟. فَقَالَ: وَ اَللَّهِ إِنَّهُمْ لَقَلِیلٌ، وَ قَدْ فَعَلُوا وَ إِنَّ ذَلِکَ لَقَلِیلٌ. فَقَالَ: «عَلَیْکَ بِالْأَحْدَاثِ فَإِنَّهُمْ أَسْرَعُ إِلَى کُلِّ خَیْرٍ، قرب الإسناد، جلد 1، صفحه 128»

تو به بصره رفتى‌؟ عرض کرد: آرى.امام علیه السلام فرمود: شتاب مردم را در پذیرش شیعه چگونه یافتى‌؟ او در پاسخ عرض کرد: بخدا سوگند آن‌ها اندکند و اگر چه کوشش هم مى‌کنند ولى کوشش آن‌ها هم ناچیز است.حضرت فرمود: به جوانان روى آورید که آن‌ها به هر کار خیرى شتابان‌ترند.

آمادگی جوانان در پذیرش حق به لحاظ روحی، عقلانی و نشاط و صفای باطنی که دارند بیشتر است و به خوبی جذب می‌شوند وحقیقت هم همین است. لذا بغیر از اینکه قشر وسیعی از جامعه را جوانان تشکیل می‌دهند، فرهنگ دینی ما به ما می‌گوید باید به سراغ این قشر برویم. بعلاوه که جوانان آینده سازان انقلاب هم هستند و لازم است روی قشر جوان سرمایه گذاری ویژه ای داشته باشیم.

برای اینکه حوزه بتواند رسالت خویش در اجرایی شدن بیانیه گام دوم انقلاب را عملی کند باید چه اقداماتی در تبیین و اجرایی شدن این بیانیه انجام بدهد؟

الف) توجه دادن جامعه به اهمیت و عظمت این بیانیه

اولین قدم برای اینکه این بیانیه محور فعالیت جامعه قرار بگیرد، لازم است عظمت این بیانیه وجایگاه آن و سرنوشت ساز بودن آن برای جامعه تبیین شود که این توجه دادن والا ترین انگیزه برای حرکت های انسانی اعتقاد دینی اوست.

ب) تقویت اعتقادات صحیح دینی

 دشمنان برای نابودی اسلام همواره به سراغ اعتقادات دینی رفته‌اند و برای تخریب اعتقادات صحیح شروع به شبیه‌سازی می‌کنند و بجای اسلام ناب اسلام داعشی را معرفی می‌کنند و با کار روی مبانی دینی انسان‌های ناآگاه را با انگیزه‌ی دینی به صحنه می‌آورند تا جنایت‌بارترین کارها را به نام اسلام انجام بدهند. دشمن متوجه این مطلب شده و ما در تاریخ اسلام شاهد این موضوع بوده‌ایم.

 تولد فرقه‌های انحرافی برای ضربه زدن به اسلام و مکتب اهلبیت بوده است. تشیع انگلیسی بوجود می‌آید، چرا که دشمن فهمیده است از این طریق می‌تواند اثر بگذارد. هر روز هم بر تعداد این فرقه‌ها افزوده می‌شود. وظیفه ما این است که به میدان آمده و عظمت و جایگاه این بیانیه را به لحاظ دینی و عقلانی تبیین کنیم تا توجه ویژه و متناسب با جایگاه آن در سطح جامعه به‌خصوص در میان جوانان روشن بشود.

ج-تبیین عقلانی و وحیانی بیانیه گام دوم انقلاب

محتوای این بیانیه نیاز به تبیین عقلانی و وحیانی دارد. ما در جامعه ای قرار داریم که بخش عظیمی از آن را جوانانی تشکیل می‌دهند که بیان عقلانی را می‌پذیرند. لازم است به این جامعه جوان تبیین عقلانی بدهیم.

ما در جامعه‌ای زندگی می‌کنیم که مردم متدین هستند و جامعه ما یک جامعه دینی است. وقتی این جامعه احساس کند آموزه یا برنامه و راهکاری که به او می‌دهیم برخاسته از فرهنگ دینی است آن را با جان و دل می‌پذیرد. ما نیاز به تبین عقلانی و وحیانی محورهای بیانیه هستیم و همان‌طور که عرض کردیم نیاز به نهادینه‌سازی و فرهنگ‌سازی و درون‌ریزی کردن آن داریم.

د- کادر سازی

 این قدم‌ها باید برداشته بشوند و در نهایت نیاز به کادر سازی برای اجرای این بیانیه داریم. برای اجرای این بیانیه مانند هر برنامه دیگری نیاز به کادر مخصوص به آن داریم. با هر نیرویی نمی‌توانیم این بیانیه را اجرایی کنیم. فرض این است که ما در یک نظام دینی زندگی می‌کنیم که قصد دارد انسان‌ها را همواره بر اساس اختیار و آزادی حرکت بدهد. تفکر اسلام و دین به این گونه است که انسان بدون انتخاب آزاد به جایی نخواهد رسید. این مکتب که قصد دارد بر اساس آزادی و اختیار و انتخاب مسیر را طی کند، بنابر این لازم است کادری که معتقد به این نظام و این بیانیه و معتقد به اسلام است را تربیت کنیم تا با بصیرت وآگاهی و معرفت صحیح مسیر را انتخاب کرده و ادامه دهد. ما نیاز به کادر در ابعاد مختلف داریم، در قوای سه گانه نیاز داریم نیروهایی تربیت بشوند که بتوانند این پست‌های حساس را به دست بگیرند.

 اگر رئیس‌جمهور ما یک فرد معتقد از عمق جان به نظام و کارآمدی فرهنگ دینی در جامعه باشد، هیچ‌گاه چشم او به طرح و برنامه و الگوی غربی نخواهد بود. بلکه از آغاز می‌گوید: اگر بخواهیم به جایی برسیم باید مطالب غربی را کنار بگذاریم. وقتی آمریکا گفت رابطه با ایران را قطع می‌کنیم امام فرمود: اتفاقاً پیشرفت جامعه ما مبتنی بر قطع رابطه با آمریکاست. مقام معظم رهبری فرمودند قطع مذاکره راهکار ماست. این را کسی می‌تواند بگوید که از عمق جان باور داشته باشد که ما قادریم بر پایه دین جامعه را اداره کرده و پیشرفت داشته باشیم تا به اوج برسیم. اگر مسئولی در رأس امور قرار بگیرد که ذره ای تردید داشته باشد که آیا می‌توانیم با دین مسیر را ادامه بدهیم موفق نخواهد بود. ما در سه قوه به چنین نیروهایی نیاز داریم. یعنی کسی که قصد دارد قانونگذاری کند بر این اساس حرکت کند و نسبت به این مسائل حساس باشد.

 اگر متولیان فرهنگی ما که افسران جنگ نرم هستند به این مباحث باور نداشته یا نسبت به آن‌ها دچار تردید بشوند یا دشمن بتواند با القائات خود باورهای آن‌ها را دچار شک کرده و آن‌ها را استحاله کند موفق نخواهند بود.

 لازم است حوزه برای تربیت چنین کادر اجرایی که قصد دارد در چهل ساله دوم این بیانیه را به سرانجام رسانده و تمدن نوین اسلامی را ایجاد کند و انشاء‌الله زمینه‌های ظهور امام زمان عجل الله را فراهم کند دست به اقدام بزند.

 قشر دیگری متولی تربیت کادر در این ابعاد نیست. آموزش و پرورش و وزارت علوم یا دانشگاه‌ها هستند ما در انقلاب شاهد بوده‌ایم که پیشرفت های اساسی علمی انقلاب توسط اساتید علمی معتقد به نظام و انقلاب انجام داده‌اند، نظیر شهدای هسته‌ای و دانشمندان هوا و فضا. دوستانی که برای پرتاب ماهواره در محل حضور داشتند می‌گفتند: شرایط روحی دانشمندان فضایی ما مانند شب های جبهه بود. یعنی کسی که با این مباحث اعتقاد داشته است این کارها را انجام داده است. بنابراین ما رسالت داریم که اساتید دانشگاه در رشته های مختلف و کادر دانشگاهی را تربیت کنیم.

سخن پایانی

حوزه نسبت به این بیانیه رسالت بسیار سنگین و ظریف و عمیق و رسالت بسیار گسترده‌ای دارد. از خداوند می‌خواهیم که متولیان و اساتید حوزه و روحانیون را کمک کند تا با مجهز شدن خودش به این محورها بتواند جامعه را حرکت بدهد تا این بار سنگین را به سرمنزل مقصود برساند، هر چند این بار سنگین و گسترده است، اما با توجه به فرهنگ دینی ما شدنی است. اگر مخلصانه حرکت کنیم شاهد امدادهای الهی خواهیم بود. آن‌وقت است که دیگر نیروی ما نیست و نیروی خداست و کار نشدنی برای خداوند وجود ندارد. همان‌طور که در انقلاب شرایط اینطور بود. چرا که اگر می‌خواستیم به‌عنوان جمعی از جامعه بشری و بدون امداد الهی حرکت کنیم، قادر نبودیم به این نقطه برسیم.

بنابر این حوزه نباید از این کار سنگین و عظیم هراس داشته باشد. چرا که همان خدایی که در جبهه های جنگ به ما کمک کرد و به رغم اینکه همه دنیا بر علیه ما بود، ما را به پیروزی رساند، این‌جا هم با همه سنگینی و عظمت کار، انشاءالله با اخلاص و نیت خالص و با برنامه ریزی دقیق و طراحی های دقیق که می‌تواند برگرفته از همین بیانیه باشد به نتیجه مطلوب خواهیم رسید. یکی از ویژگی‌های مقام معظم رهبری و منویات ایشان این است که آنچه را که می‌گویند با تمام ابعاد و زوایا برای انسان بیان می‌کنند و کسی که بخواهد در این مسیر به پیش برود نمی تواند بگوید چیز دیگری هم لازم بود که ایشان نفرمودند. حوزه می‌تواند از این بیانیه با جامعیتی که دارد الهام بگیرد و سیاست‌ها و راهبردها و راهکارها و برنامه‌ها را تنظیم کرده و به پیش برود و استمداد از خداوند و اهلبیت اکسیری است که می‌تواند ما را به نتیجه برساند.

بالای صفحه