04 بهمن 1399 ساعت 00:59
حجت‌الاسلام والمسلمین نصیری‌فرد با بیان این‌که در ساحت روانشناختی، امید کلیدی برای حل مشکلات است، اظهار داشت: حرکت در مسیر تمدن سازی جز با دمیدن روح امید در جامعه امکان ندارد، امید و نگاه خوشبینانه به آینده در بیانیه مورد تاکید بیانیه گام دوم است.

به گزارش پایگاه خبری – تحلیلی مفتاح، حجت‌الاسلام والمسلمین عباس نصیری فرد، پژوهشگر، مدرس دانشگاه و رئیس مجمع تبیین و ترویج تمدن نوین اسلامی در گفت‌وگویی به بررسی راهکارهای علمی و نظری امام رضا علیه السلام در این خصوص پرداخته است.

شکل‌گیری تمدن اسلامی با چه فراز و فرودهایی در تاریخ روبه رو شد؟

ظهور و انحطاط تمدّن اسلامی از حوادث بزرگ تاریخ است. اسلام طی پنج قرن از سال ۸۱  تا ۵۹۷ هجری قمری (۷۰۰ـ ۱۲۰۰ م) از لحاظ نیرو، نظم، بسط قلمرو حکومت، اخلاق و رفتار، سطح زندگانی، وضع قوانین منصفانه انسانی، ادبیات، دانشوری، علم، طب و فلسفه پیشاهنگ جهان بود. متاسفانه تمدن اسلامی علی رغم رشد و پیشرفت علمی و فنی اعجاب انگیز در ادامه راه در سطح علمی و فنی خود باقی ماند و دچار سکون و انحطاط شد.

دلیل این اتفاق چیست؟

در حیات تمدن‌ها و جوامع، حوادث مطلوب و نامطلوبی رخ می‌دهد که هیچ کدام پایدار نیست. باید با مطالعه دقیق عوامل و انگیزه‌های صعود و سقوط تمدن‌ها از سنت تحول احوال جامعه بر اساس عملکرد آن استفاده و ضعف را به قدرت، و ذلت را به عزت تبدیل کرد که زندگی پیوسته در حال تحول و دگرگونی است و تکامل و تعالی جامعه از لابه‌لای این حوادث پدیدار می‌شود. در بوجود آمدن و اعتلای یک تمدن، عوامل و عناصر گوناگونی دخالت دارند مثل روح اجتماعی احکام اسلام، تشویق بسیار اسلام به علم آموزی، وجود ائمه علیهم اسلام در بین مسلمانان، عدم تعصب درباره غیرمسلمانان، پیدایش علوم اسلامی و دانش های مقدماتی آنها.

در نتیجه تلاش مسلمانان در ساخت تمدن اسلامی، زبان عربی، نه فقط زبان قرآن و وسیله بیان احکام دینی، بلکه زبان بین المللی علمی و گردونه ترقی بشر شد. آن چنان که از اواسط قرن دوم تا اواخر قرن پنجم تنها کلید گنجینه علوم زمان، دانستن زبان عربی بود. اما بعد از مدتی آن برتری از بین رفت و گرمی بازار تمدن و فرهنگ مسلمانان به سردی گرایید.

اگر بخواهیم به عوامل سقوط و انحطاط تمدن‌ها اشاره کنیم باید عرض کنم که رفت و آمد تمدن‌ها از جریانات مستمر در تاریخ است؛ در طول تاریخ، تمدن‌های متعددی متولد شده، رشد یافته و نهایتاً به انحطاط رسیده‌اند. این امر یکی از سنت‌های مهم الهی است و نویدی است به مستضعفان که نه پیروزی و اقتدارِ سلطه‌گران جاودانه است و نه محرومیت محرومان از حاکمیت ابدی خواهد ماند: «وَ نُرِیدُ أَنْ نَمُنَّ عَلَی الَّذِینَ اسْتُضْعِفُوا فِی الْأَرْضِ وَ نَجْعَلَهُمْ أَئِمَّهً وَ نَجْعَلَهُمُ الْوارِثِینَ».  یکی دیگر از عوامل فروپاشی تمدن­ها، جهل و خودکامگی و فساد است. ویل دورانت یکی از عوامل فرسایش تمدنها را تقابل دانش و ارزش دانسته است. ابن خلدون، مورخ و جامعه شناس مسلمان نیز خودکامگی، استبداد و فساد را از عوامل فرود تمدنها نام می برد. لذا می توان گفت جهل و عقب ماندگی علمی، یکی از عوامل انحطاط تمدن اسلامی است. از عوامل دیگر انحطاط جامعه اسلامی، تفکیک دین و سیاست و امامت از خلافت از یک سو و تبدیل خلافت به سلطنت از سوی دیگر می باشد. عامل دیگری که زمینه انحطاط تمدنها را فراهم می سازد، فقدان وحدت و انسجام جامعه است. توطئه های دشمنان با ادبیات و استراتژی «تفرقه بیانداز و حکومت کن» توانست به واگرایی امت اسلامی دامن بزند که موجب تضعیف و براندازی صولت و شوکت صف یکپارچه مسلمانان شد. هجوم دشمنان خارجی و بیگانگان نیز می تواند زمینه سستی و یا رکود یک فرهنگ و تمدن را فراهم آورد. دشمنان و بیگانگان بارها کشورهای حوزه تمدن اسلامی را مورد هجوم قرار داده اند. ملیت گرایی و تعصبات قومی و نژادی هم از جمله عوامل دیگر انحطاط تمدن اسلامی است.

خرده فرهنگ های وارداتی، چه تأثیری در وضعیت تمدن نوپای اسلامی داشت؟

خُرده‌فرهنگ در دانشِ مردم شناسی به ارزش‌ها و هنجارهای متفاوت با ارزش‌ها و هنجارهای گروه اکثریت که یک گروه درون جامعه‌ای بزرگ‌تر داراست، گفته می‌شود. خرده‌فرهنگ‌ها قابل شناسایی و تغییر هستند و بیشتر به ارزش‌های گروهِ اقلیت گفته می‌شوند. به عبارت دیگر، گروهی از مردم که در دل یک فرهنگ بزرگ‌تر قرار دارند اما ارزش‌ها و هنجارهایشان با فرهنگ مادر متفاوت است را خرده فرهنگ می‌نامیم. در بحث انحراف و انحطاط تمدن اسلامی مسئله خرده فرهنگی به صورت یک مشکل اجتماعی اهمیت زیادی دارد. خرده فرهنگها همیشه باعث آسیب شدید اجتماعی و تبعات خاص فرهنگی وعدم احترام به ارزشها می شود. شناخت خرده فرهنگ ها به تبیین انحرافات و انحطاطات تمدنی کمک زیادی می کند.

خرده فرهنگ ها وقتی در تعارض و تضاد با ارزش ها جامعه باشند آسیب بیشتری به جامعه می رسانند. این خرده فرهنگها بر مناطق معینی با تبهکاری رابطه مستقیم پیدا می کنند الان هم در جامعه کنونی ما بسیاراز مشکلات فکری وفرهنگی حاصل همین خرده فرهنگ هاست، خرده فرهنگ ها که خود انواع مختلف دارد، باعث شکاف در تمایلات ذهنی، سبک زندگی، و ایجاد تغییر در تصویر ظاهر، طرز حرکت، زبان و نهایتا تغییر در فرهنگ و تمدن می شود.در تمدن اسلامی هم همین خرده فرهنگها بودند که موجبات تنزل تمدن اسلامی شد.

واکنش امام رضا(علیه‌السلام) در برخورد با  مظاهر علمی و فرهنگی بیگانه چه بود؟

در دوره عباسیان بیان مسائل کلامی و عقلی و فلسفی پر رونق و گرایش عمومی در جامعه به عقلگرایی بیشتر بود. معتزله در این بستر اجتماعی شکل گرفت و مورد حمایت خلیفه عباسی واقع شد، این گرایشات جامعه را نیز تحت تأثیر قرار می‌داد تا مردم نیز به این علم گرایش داشته باشند.

دوران زندگی امام رضا علیه السلام، دورانی بود که مباحث علمی بسیار رونق گرفته بود. درواقع شکوفایی علمی نه تنها در سرزمین اسلامی روی داده بود، بلکه آن طور که از تاریخ مشخص می‌شود حتی مردم ادیان مسیحیت و یهودیت نیز مشغول علم‌آموزی بوده‌اند. امام رضا علیه السلام از این فرصت به بهترین نحو ممکن استفاده کردند تا علوم اسلامی را در دنیا نشر دهند. نمونه بارز و آشکار نشر علوم اسلامی، در مناظراتی صورت می‌گرفت که دانشمندان ادیان دیگر به امام رضا علیه السلام مراجعه می‌کردند. البته آن حضرت از این طریق با شکل‌گیری و گسترش فرقه‌های انحرافی هم مقابله و مبارزه می‌کردند.

امام رضا (ع) در دوره حیات مبارکشان، از یک طرف قدرت عقلانی و برتری فکری شیعه را نسبت به ادیان و مذاهب گوناگون نشان می‌دهند و از طرف دیگر، میل اسلام به ارتباط و تعامل با افکار دیگر و بهره گیری از نقاط قوت آنها را معرفی می‌کنند. عصر امام رضا (ع) در ادامه عصر امام صادق (ع) دوران جولان مکاتب فکری مختلف، چه مکاتب فکری اسلامی و چه غیر اسلامی است و امام با منظره‌های متعددی که ترتیب می‌دهند یا شرکت می‌کنند، هم به ابهامات و شبهاتی که از طرف این مکاتب علیه اسلام یا شیعه مطرح شده پاسخ می‌دهند، و هم آزاد اندیشی، سعه صدر و هم زیستی مسالمت آمیز مسلمانان با سایر پیروان مذاهب را به تصویر می کشند.

وقتی مأمون دارالحکمه را تأسیس کرد و متون فلسفی یونان در آن ترجمه شد، امام رضا(علیه‌السلام) با اینکار مقابله نکردند بلکه خواستند آنچه را که در فلسفه‌ یونان وجود دارد با معیارهای اسلامی سنجیده شود به قول استاد بزرگوار ما آیت‌الله جوادی آملی ، که حکمت از یونان نیامده است، یونان درواقع معبر فلسفه و حکمت است و نه مبدا و مصدر آن، و این مطلب را امام رضا  علیه السلام با رفتار علمی خود نشان داده است.

امام هشتم(علیه‌السلام) برای تثبیت جایگاه تمدن اسلامی در مواجهه با آرای دیگران چه کردند؟

در عصر امام رضا (ع)، شرایط برای ورود نرم اسلام به ساحت تمدن‌های دیگر در جهان و ارتباطات تمدنی مهیا شده بود و لازم می‌بود آمادگی‌های لازم برای مواجهه مبتکرانه عالم اسلام با جهان فراهم بشود و من معتقدم، امام (ع) در این زمینه هدایت‌های مؤثری داشتند به ویژه سلوک ایشان در مناظره‌ها و تکلم حضرت به زبان‌های زنده دنیا، نشان داد که رویکرد جهانی اسلام تا چه حد جدی است.

امام رضا(ع) در ادامه نهضت امام صادق(ع)، بخش مهمی از بسترهای نرم‌افزاری تمدن اسلامی را در دوره خود ایجاد کردند که آنچه در قرن‌های بعدی تحت عنوان تمدن اسلامی می‌بینیم، محصول تلاش‌هایی است که در دوران امام رضا علیه السلام انجام شد و در آن زمان به ثمر نشست؛ لذا بخش مهمی از این شکوهمندی تمدنی را مدیون حرکت علمی امام رضا علیه السلام هستیم.

مجموعه معارف رضوی، جامعیت و انسجام تعالیم اسلام را به رخ می‌کشد، البته شاید این فرصت در اختیار همه ائمه (ع) نبوده است که در این زمینه کار کنند و شرایط ایجاب نمی‌کرده ولی امام رضا(ع) از این شرایط به خوبی استفاده می‌کنند تا تصویر منسجم و جامعی از اسلام در ابعاد مختلف تمدنی ارائه کنند.

معرفی نظری و عملی ظرفیت‌های منحصر به فرد امامت به مثابه قوه محرکه اسلام و تمدن اسلامی از جمله بسترهای تمدن اسلامی بود که هجرت امام از مدینه به مرو، امامت را به یک مخاطب وسیع و بسیار موثر از جهات نظری و عملی شناساند.

باز کردن قلمروی جغرافیایی یکی دیگر از بسترهای دستیابی به تمدن اسلامی است که اهمیت آن در گذشته به درستی درک نمی‌شد و امام رضا(ع) با هجرت خود به قلمروی جغرافیایی، استعداد و پتانسیل عظیمی را به دنیای اسلام اضافه کردند تا بتواند به مراتب دقیق‌تر و با جهت‌گیری‌های صحیح برای تمدن اسلامی گام بردارد.

برای حفظ دستاوردهای امام هشتم در تثبیت تمدن اسلامی و عمل به فرمایش رهبری در خصوص احیای تمدن نوپای اسلامی چه باید کرد؟

از مهم‌ترین الزامات مهندسی تمدن اسلامی مفهوم‌سازی در این افق است. از این‌رو اولین و مهم‌ترین رسالت نخبگان فرهنگی انقلاب اسلامی و مراکز علمی و پژوهشی، که بناست حلقه کلیدی و هدایت تمدن نوین را در دست بگیرند این است که به تبیین نظری و کارآمد چارچوبها، اهداف و الگوهای ناظر به تحقق تمدن اسلامی بپردازند تا بر اساس آن، جریان دین در تمام عرصه تا و سطوح حیات اجتماعی و تمدنی صورت گیرد؛ بنابراین چارچوب مبانی، آموزه‌ها و اهداف باید بر مبنای دین صورت پذیرد، چراکه مبنا و شالوده تمدن نوین مدنظر ما آموزه تا و ارزش‌های اسلام ناب است.

در واقع قید اسلامیت در تمدن اسلامی به معنای شکل‌گیری ابعاد مختلف تمدن بر پایه‌ی آموزه‌های دین اسلام است. بر این اساس، جهت تحقق تمدن اسلامی به یک منظومه‌ معرفتی نیازمندیم که در هسته‌ آن، معارف اسلامی قرار دارد واین همان بسترهای نرم‌افزاری تمدن اسلامی و نظام معارف دینی است که توسط امام رضا علیه السلام پایه گذاری شده است.

همچنین با توجه به تحولات سریع و پیشرفت های شگفت آور در علم و تکنولوژی در هزاره سوم میلادی و توسعه عدم قطعیت ها، طراحی و تدوین الگوی علمی و دقیق مبتنی بر الگوهای آینده پژوهی موجب خواهد شد تا تمدن نوین اسلامی در مواجهه با مکاتب فکری دیگر با کمترین چالش مواجه بوده و مراحل مختلف رسیدن به تمدن نوین اسلامی دقیق و علمی برنامه ریزی و در اختیار سیاست گذاران قرار گیرد. در این حوزه با توجه به ورود به دهه پنجم انقلاب اسلامی و دهه چهارم زعامت مقام معظم رهبری مدل سازی اندیشه های معظم له به خصوص در حوزه تمدن سازی نوین اسلامی ضروری به نظر می رسد و مدل فکری ایشان در این زمینه همان مدل الگویی مکتب اهل بیت خصوصا امام رضاعلیه السلام می باشد.

رهبر انقلاب مولفه ها و الزامات حرکت به سوی تمدن اسلامی را در بیانیه گام دوم به زیبایی ترسیم کرده است. رهبری در بیانیه تعریف مشخصی از پیشرفت دارند و پیشرفت همه جانبه را شامل ساحت‌هایی چون اقتصادی، سیاسی و فرهنگی و اجتماعی می‌دانند و در حوزه اقتصادی، دست‌یابی به اقتصادی قوی و مستقل، عدالت محوری و مبارزه با فساد را امری مهم برمی‌شمرند.همچنین در حوزه سیاسی، دستیابی به استقلال و آزادی و عزت ملی و درحوزه فرهنگی و اجتماعی نیز حوزه اخلاق و معنویت، و سبک زندگی ایرانی و اسلامی را از ابعاد تمدن اسلامی می‌دانند. طبق منویات رهبری، تمدن اسلامی زمانی شکل می‌گیرد که در تمامی این ساحت‌ها به صورت همزمان و متوازن به پیشرفت دست یابیم.

در ساحت روانشناختی، امید کلیدی برای حل مشکلات است و حرکت در مسیر تمدن سازی جز با دمیدن روح امید در جامعه امکان ندارد، امید و نگاه خوشبینانه به آینده در بیانیه مورد تاکید بیانیه گام دوم است. افرادی که سعی می‌کنند ناامیدی را در جامعه تزریق کنند در واقع در تلاش‌اند حرکت جامعه را در مسیر پیشرفت و تمدن متوقف سازند.همچنین فناوری و علم جایگاه مهمی در تمدن سازی و عزت و اقتدار کشور دارد، از طرفی، جوانان به عنوان موتور محرک منابع انسانی در بیانیه گام دوم مورد تاکید قرار دارند و باید جوانگرایی در ساحت‌های مختلف کشور مورد توجه باشد و از انباشت تجربه در این مسیر بهره بگیریم.

 

http://meftaah.com/?p=21717

بالای صفحه