04 بهمن 1399 ساعت 00:48
 
دین، روش و راه و طریقه‌ای است که بشر تا در دنیا هست، باید به آن ملتزم و متعهّد باشد. دین، قانون زندگی فردی و اجتماعی و جسمی و روحی و سیاسی و اقتصادی است. دین، ربط دنیا را به آخرت توضیح می‌دهد، و شکل آخرت هر کس را مطابق شکل دنیایی او توجیه و تفسیر می‌نماید.
 

 

 


دنیا، محلّ اجرای طرح های دین

از جنبه دستورات عملی و تکالیف اخلاقی و اعتقادی، هر چه در دین است، وظایف او در این دنیا است، و دوره تکلیف انسان و میدان فعالیت، و هنرنمایی، و آزمایش و کوشش او، دنیا است. دنیا، جهان اقدام و عمل، و سعی و جدّیت است، و آخرت، جهان حساب و پاداش، و کیفر و برداشت است. پس دین، و قرآن و احکام و قوانین، همه، برنامه دنیای بشر است.


طرحهای دین همه باید در این جهان پیاده شود، و انسان باید در اینجا برای جهان دیگر ساخته شود. سعادت واقعی دنیا و آخرت در این است که انسان در دنیا آن چنان که خدا خواسته است باشد.

 

 

اگر ایمان به آخرت نبود

اگر آخرت و ایمان به آن نباشد، و اگر آنجا، نتیجه اینجا نمیبود، تعهّدات بشر در برابر عدالت، و آزادی، و رحم، و برادری، و نیکوکاری، هیچ گونه پشتوانهای نداشت، و اگر فردی ایمان به آخرت نداشته و حاضر نباشد که احتمال بدهد که در پشت این جهان، جهان دیگر است، و این اعمال، همه آینده او را میسازد، هر گونه تعهّدی بنماید خود را ملزم به انجام آن نمیبیند.


پس ایمان به آخرت، انتظام امور دنیا، و حُسن جریان کارهای این جهان را هم کنترل مینماید، و انتظام امور دنیا و عمل به وظایف سعادت آن جهان را، تأمین میکند.

 

 

 عمران واقعی دنیا، عمران آخرت

دنیا، مقدّمه آخرت است، امّا مقدّمهای است که کیفیت و چگونگی ذی المقدمهاش بستگی به کیفیت و چگونگی آن دارد. از این جهت، هدف بیواسطه تعلیمات انبیاء، دنیای بشر است، زیرا عمران و آبادی واقعی دنیا، عمران و آبادی آخرت است، و بشر باید در این سازمان بزرگ عمرانی جهانی، کارگر صدیق عمران و آبادی باشد، و از اینکه عامل تخریب و ویرانی گردد، سخت بپرهیزد.


هر کس هر چه بخواهد و هر چه بتواند از نِعَم این دنیا میتواند بهرهمند شود، به شرط اینکه به حقّ دیگری تجاوز ننماید، و ستمی از او به کسی وارد نشود «قُل مَن حَرَّمَ زینَةَ الله الَّتی أخرَجَ لِعِبَادِه وَ الطَّیِّبات مِنَ الرِّزقِ»

 

 

استفاده از دین، استوارسازی تمدن

دین و تمدّن با هم، همگام و از هم جدا نیستند؛ هر چه تمدّن بیشتر شود، احساس نیاز بشر به دین زیادتر میشود، و هرچه بیشتر و بهتر از رهبری دین استفاده شود، اساس تمدّن، استوارتر، و روابط مردم با هم محکمتر، و جوامع به هم نزدیکتر میگردند.

 

 

دیدگاه خطای تناقض بین دین و دنیا

آنها که دین را با تمدّن یا با سعادت دنیای بشر ناسازگار شمردهاند، یا دین را در منظر ادیان باطله یا تحریف شده، و در زندان تعریفهای نارسا دیدهاند، و یا مفاهیم دینی را آن چنان که باید درک نکرده و چیزی را که در پیشرفت امور دنیا عامل مؤثر است، سبب خرابی و ویرانی، گمان کردهاند، مانند زهد و قناعت و پارسایی و حیا و توکّل و رضا و از این قبیل مفاهیم عالی- که نقش سازنده هر کدام در سعادت و دنیا و آخرت و حفظ نشاط روحی بر اهل فن و مردم آگاه و روشن ضمیر- پوشیده نیست.


دنیا و آخرت هم، با هم از منطق دین، هیچ گونه تناقض ندارند. آنها که گمان کردهاند دین، دنیا و آخرت را نقطه مقابل هم، و ضدّ یکدیگر میشناسد، اگر غرضشان از تناقض، تناقض بین موادّ این دنیا، از قبیل سنگ و خاک و آب و هوا و آتش و درخت و سبزه و مرغزار و کوهستان و دشت و باغ و صحرا و شهر، بازار و خانه، خیابان، و ... با آخرت باشد، پر واضح است که بین این دو، هیچ گونه تناقضی نیست، و هیچ دین صحیحی از ادیان گذشته و دین پایدار اسلام، چنین تناقضی را مطرح نکرده است، و اصولاً تناقض بین دنیا و آخرت به این معنی، معقول و خردپسند نیست.


و اگر غرض از تناقض، این است که استفاده از مواد دنیا، و به کار گرفتن و استخدام و استکشاف قوای طبیعت، و تسخیر این مواهب - که خدا بالقوه همه را مسخّر انسان قرار داده- با آخرت طلبی، و عمل برای ثواب و اجر خدا تناقض دارد، این هم نیست، زیرا همه انسانها، از انبیا و اولیاء تا افراد عادی، با اجزاء این عالم، ارتباط و سر و کار دارند؛ آب و هوا و نان، و خانه و همسر و فرزند، و لباس و کار و پیشه، و شناختن مواد این دنیا، با آخرت، هیچ تناقضی ندارد. این ارتباط، پسندیده است، و باید باشد، و هر چه ممکن است باید کاملتر شود، که چیزی از خواص و فوائد مخلوقات این جهان برای بشر پنهان نماند، و همه، نعمتهای خدا را بشناسد، و شکر او را را به جا آورد، و اگر این ارتباط با جهان و جهانشناسی امکان نداشته باشد یا ممنوع باشد، آفرینش بسیاری از این خواصّ - که استفاده از آنها، موقوف بر علم و آگاهی بشر است- لغو و بیهوده میشود.

 

 

نقش اسلام در توسعه دانش های بشری

اسلام، در بسط علوم و گسترش دانشهای بشر در رشتههای مختلف، حقّ بزرگی دارد، و مسلمانها بودند که هر گونه تحقیق و کنجکاوی پیرامون مسائل مختلف علمی را رواج داده، و برای همه آزاد کردند، و قرآن مجید، مکرّر مردم را دعوت به تفکّر و مطالعه کرده، و همه را به بررسی و اندیشه، پیرامون هر پدیدهای، تشویق نموده است.

 

 

دین با این دنیا، متناقض است ...

و اگر غرض از دنیا، احتکار و استثمار و سرمایهداری و تجمّل پرستی و افراط در شهوترانی و لهو و لعب، و این زندگیهای پست و غیر انسانی دنیاپرستهای گذشته و حال، و قارونها و نمرودها و فرعونها، و ساختن آن کاخهای مجلّل یا محروم کردن توده از حقوق خود، و برده کردن مردم به اسم سرمایهداری یا اشتراکی، و جنایتها و خیانتهایی که هر روز در روزنامهها می خوانید باشد؛ یا اگر مقصود از دنیا، زندگی سرمایهداران و رؤسای کمپانیهای رباخواری بین المللی، و غارت معادن و ثروت ملل ضعیف، و هزار رقم جنایت دیگر و عیاشیها و هرزگیهایی که به اسمهای مختلف در دنیا رواج دارد، و به آن افتخار می کنند، و رسواییهای هالیوود و رقص و کاباره و سینما با آن فیلمهای ضد انسانی و تفریحات به اصطلاح سالم، و رفتن به کنار دریا و استخرهای شنا، و اختلاط زن و مرد، و تعلیم مسائل جنسی به جوانان و دوشیزگان پاکدامن به پیروی از تعالیم صهاینه باشد، این دنیا با دین، با آخرت، با شرف، با انسانیت، با مساوات و برابری، با علم و ترقّی، با آزادی واقعی، و با همه مفاهیم ایده آل و افتخار آمیز تناقض دارد.


نه، ما صریحاً میگوییم که دین ما با این گناهان، با این مفاسد، با این مادهپرستی، با این همه فحشاء و منکرات، و با این مظاهر حیوانی، با این رباخواریها، با این بیعفّتیها، با این کجرویها، با این احتکارها و استثمارها و بشرپرستیها، اعلان جنگ داده است. آنچه مذمّت از دنیا است از همین مظاهر و از کسانی است که مسحور، و دلباخته، و فریفته این مظاهر هستند.


اینجا است که قرآن میفرماید «قُل مَتَاعُ الدُّنیا قَلیلٌ وَ الآخِرةُ خَیر لِمَن اتَّقی» و اینجا است که میفرماید «وَ اضرِب لَهُم مَثَلَ الحَیاةِ الدُّنیا کَمَاء أنزَلنَاهُ مِنَ السَّماء فَاختَلَطَ بِهِ نَبات الأرض فَأصبَحَ هَشیماً تَذَرُوه الرِّیاح وَ کَانَ اللهُ عَلی کُلِّ شئ مُقتَدراً» ، و باز میفرماید: «زُیِّن لِلنَّاسِ حُبُّ الشَّهوات مِنَ النِّساء وَ البَنین و القَناطیر المُقَنطَرةِ مِنَ الذَّهبِ وَ الفِضَّة وَ الخیل المسوَّمة وَ الأنعام وَ الحَرث ذلک مَتَاعُ الحَیاةِ الدُّنیا وَ الله عِندَهُ حُسنُ المآب»


اینجا است که این دنیاطلبان یاغی، و این رهبران زورمند استعمارگر، و این صاحبان کمپانیها، و سرمایهدارها را، علی (علیه السلام) توصیف میفرماید: «إنَّما أهلُ الدُّنیا کِلَاب عَاوِیة وَ سِبَاع ضَاریة یَهِر بَعضُها بعضاً وَ یَقهَر کَبیرُها صَغیرَها نعم معقلة وَ أخری مُهمَلة»


و اینجا است که میفرماید: «فَاحذروا الدُّنیا فَإَّنها غَدّارة غرارة خدوع معطیة منوّع ملبسة نزوع لا یَدوم رخائها، و لا یَنقَضی عنائُها وَ لا یرکد بَلائها» ، و این دنیا است که دوستی آن، سرآمد هر گناه است، و این دنیا است که زهد و بیاعتنایی به آن، توصیه شده است.

 

 

تعدیل مادّه پرستی در اسلام

مطلب دیگر این است که تعدیل مادّهپرستی و تجمّلطلبی در برنامههای اسلام، یک موضوع مهم است، و برنامههای اسلامی، متضمّن جنبههای سلبی و منفی و ایجابی و مثبت است، مثلاً زنا و ارتباط با زن بیگانه را ممنوع کرده است، ولی ازدواج و اختیار همسر را، تشویق نموده است.


طلب دنیا و مقام برای برتری جستن، و دیگران را زیردست ساختن، ناپسند است، امّا طلب دنیا برای ترمیم معاش، و برای وسعت دادن به خود و خانواده، برای تمکّن یافتن از کمک به مستمندان، برای تقویت بنیه اقتصادی جامعه مسلمین، و برای مقاصد حسنه دیگر، بسیار ممدوح و پسندیده است.


باید تعلیمات اسلام را گرفت، و فهمید که هر کدام به چه نقطهای متوجه است، و چه حکمت و مصلحتی را تأمین مینماید، و آنها را به سوء تعبیر و توجیه، از ارزش و اثر نینداخت، و جای تطبیق و مورد به کار بستن آن را تشخیص داد، مثلاً در جوامع اسلامی که مقهور و مغلوب قدرت مادّی بیگانه شدهاند، و حساب فضیلت را از حساب انسانها، و توجّه به مادیات و وظایف انسانی جدا کرده، و مدنیّت منهای انسانیت را ترویج میکنند، تلقّی مسلمانان باید از تعالیم اسلام، مقاومت انگیز و حرکت بخش باشد، و طوری نباشد که ما را به ضعف و زبونی گرایش دهد، و مشوّق ادامه نفوذ بیگانه در جامعه مسلمان باشد، و خلاصه در آنچه مربوط به داخله و روابط با افراد مسلمان و جوامع اسلامی است، باید روابط بر اساس حقوق مؤمن بر مؤمن، و سخت نگیری و زهد و قناعت، و راه دادن به دیگران باشد، و در آنچه مربوط به جامعه‌های بیگانه و مادّه‌پرست و استعمارگر است، باید دستور «أشِدّاء عَلَی الکُفَّار» را به کار بست، و از آن‌ها بی‌نیازی جست، و در روابط تجاری و اقتصادی، با آن‌ها دقیق و نکته بین بود، و راه نفوذ و تسلّط آن‌ها را بست، و از تقلید از عادات و رفتار و تجمّلات و اسراف‌های آن‌ها اجتناب کرد.

اینها مسائلی است که شرح و توضیحش، محتاج به یک کتاب بزرگ است، و خلاصه اینکه در تعالیم اسلام، به رفع تمام نقصها و ضعفها توجّه شده است، و اگر همه این دستورات به کار بسته شود، متحرّکترین جامعهها- که از هر ناحیه نیرومند باشد- به وجود خواهد آمد.

 

 

سیره زاهدانه پیامبر و اهل بیت (علیهم السلام)

اگر کسی بگوید: اگر این طور است که اسلام، استفاده از نِعَم و لذائذ دنیا را آزاد کرده، و زهد ترک لذائذ دنیا، و سختگرفتن بر خود نیست، پس چرا حضرات رسول اکرم و علی و فاطمه زهرا و حسنین و سائر ائمه (علیهم السلام) آن همه زهد ورزیدند که وضع غذا و لباس آنها در نهایت سادگی و قناعت و دور از هرگونه تجمّل بود؟ چرا آنها به نِعَم این جهان توجّه نکردند، و این دنیا در نظرشان، آن قدر خوار و بیمقدار بود؟ چرا پیغمبر و اهل بیتش به قوت لا یموتی اکتفا میکردند، و فرششان حصیر بود، و ظروف غذایشان یک دیگ سنگی، و یک کاسه چوبی، و روپوششان و اطاقها و حجرههایشان آن قدر مختصر بود؟ مگر نه امیرالمؤمنین در ایام خلافتش بسا در فصل زمستان، لباس زمستانی نداشت، و جامه نازک تابستانی در بَر میکرد، و بدنش از سرما میلرزید، و خودش با دست خودش جامهاش را وصله میزد، و میفرمود که آن قدر، این جامه را برای وصله دادهام که دیگر شرم دارم به کسی بدهم آن را وصله کند. هرگز دو نان خورش نخورد، و نان گندم تناول نمیکرد، و از نان جو، سیر میل نفرمود. نانش از سبوس جو بوده، و گاه از بس خشکیده بود با سر زانو آن را میشکست. اصحاب آن حضرت به شدّت از سختگیری او بر خودش و وضع زندگی و غذا و پوشاکش، ناراحت و غمناک میشدند.


پیغمبر (صلوات الله) بسیار اتّفاق میافتاد که ماهها از خانهاش دودی برای طبخ غذا بالا نمیرفت، و از شدّت گرسنگی، سنگ بر شکم میبست. حتّی روا نمیداشت بر در خانه فاطمه زهرا (علیهاالسلام) یگانه دختر عزیزش، یک پرده آویخته باشد، و آن را هم، میان فقراء اهل صفه، تقسیم کرد. خودش با دست خودش، از بز شیر میدوشید، و بر الاغ برهنه، سوار میشد، و یک نفر دیگر را، هم ردیف خود بر آن سوار میکرد.


فاطمه، سیّده زنان جهانیان گاه میشد که پشمریسی مینمود، و مزدش را به فقرا میداد. علی (علیه السلام) خودش شبها نخلستانها را، آب میداد، و مزد میگرفت، و در راه خدا، انفاق میکرد.


شرح و تفصیل زندگی این خانواده، و مراسم بسیار ساده و بیتکلّف ازدواج علی (علیه السلام) و فاطمه زهرا (علیهاالسلام) را در کتب سیره و تاریخ حیات آن بزرگواران مطالعه نمایید تا بر درجه اعراض آنها از دنیا، و زهد و پارسایی و بیتفاوتی معاش آنها با فقرا، آگاه شوید.

شرح این زندگی و این تواضع، به قدری بیسابقه است که شاید پارهای که در ناز و نعمت بزرگ شده، یا پیغمبر و اهل بیتش را میخواهند در جلوه زمامداران کاخنشین و تجمّلپرست العیاذ بالله ببینند، نقل آن را خلاف ادب و توهین به مقام مقدّس آنها بدانند، و گمان کنند یک نوع بیان ذلّت و حقارت است برای خاندانی که زیبندهترین لباسهای عزّت را خدا بر آنها پوشانده است، یا نتوانند باور کنند که فاطمه زهرا دختر پیغمبر و علیّ مرتضی، پشمریسی و آبکشی میکردند.


شاید گمان کنند این سخنان، اولیاء اسلام را در انظار مردم، سبک، و کم احترام میسازد، امّا اینها اشتباه میکنند. اولاً این مطالب، واقعیات تاریخ است، و ثانیاً امتیاز خاندان رسالت است. آنها اگر میخواستند، میتوانستند زندگی خود را اشرافی و مجلّل قرار دهند، و مردم را فراموش کنند، و به خود بپردازند. علی (علیه السلام) فرمود: «وَ لَو شِئتُ لإهتَدَیت الطَّریق إلی مُصفی هذَا العَسَل و لُباب هذَا القمح وَ نَسائج هذا القز وَ لکن هیهات أن یقودَنی جشعی إلی تخیر الأطعمة و لعلّ بالحجاز أو الیمامة مَن لا طمع له فی القرص و لا عهد له بالشبع»


این، منطق آنها و روش آنها بود که اگر میخواستند، میتوانستند لذیذترین غذاها و نرمترین جامهها را برگزینند، ولی آنها کسانی نبودند که حرص و شکمپرستی، آنها را به انتخاب طعامها وادارد، درحالیکه محتمل باشد در گوشه و کنار حجاز و یمامه، فردی گرسنه، سر بر بستر گذارد.


پس این همه زهد و این همه بیاعتنایی به دنیا، اگر اسلام، مردم را در بهرهگیری از هر چیز خوب و حلال، آزاد گذارده، چه معنی دارد، و چگونه میگویید دنیا و آخرت با هم تناقض ندارند؟

 

 

تأثیر سیره پیامبر و اهلبیت (علیهم السلام) در تعدیل مادیات

پاسخ این پرسش این است که: همانطور که گفتیم مسأله تعدیل توجّه به مادیات، و تجمّلات، و کوبیدن اختلاف طبقاتی در اسلام، مورد توجّه قرار دارد که اگر مردم به خود واگذار شوند، عشق به مادّیات و تجمّلات، آنها را دیوانه میکند، و از موازین عقلانی بیگانه میسازند، چنانچه در این عصر- که عصر فضا، و عصر به اصطلاح علم است- این معنی، کاملاً آشکار گردیده است.


این روش اهلبیت پیغمبر و علی (علیهم السلام)، علاوه بر آنکه اثر کمال نفس و علوّ نظر و عالیترین درجات معرفت و فضیلت است، در تکمیل نفوس و تهذیب اخلاق، و درس مخالفت با شهوات، و مشارکت با بینوایان، و الغاء امتیازات مادّی، و تشویق به زندگی ساده و بیتکلّف، و استراحت نفس و محکومکردن مسابقات در امور مادی و خوراک و پوشاک و مسکن، و انقلاب نظام زمامداری استبدادی نیز مؤثّر است، و همین روش بود که دلهای ملّتهایی را که در زیر چکمه حکّام و زمامداران غدّار جبّار و ستمکار له شده بودند، پیش از قشون اسلام فتح کرده بود، و آنها را دلباخته اسلام کرد.


زندگی فقیرانه پیامبران، و زهد و گذشت آنها از دنیا، و تجمّلات آن، در تربیت مردم به علوّ همت و صبر، و خویشتنداری، تأثیر شایان دارد، و اگر پیغمبران با قدرت مادّی و حال تنعّم و خوشگذرانی زندگی میکردند، اولاً مردم به بسیاری از صفات حمیده رهنمایی نمیشدند، و ثانیاً به اشتباه میافتادند، و به تنعّم و تجمّل رو میکردند.


اکنون که پیغمبران، آن وضع ساده و بیتکلّف را به مردم نشان دادند، مردم و توجّهشان به دنیا، به این نحو است؛ اگر آنها هر چند به صورت ظاهر، مانند مردم، علاقهمند به دنیا دیده میشدند، چطور میشد؟


وقتی پیغمبران به حسب ظاهر، دستشان از مال دنیا تُهی باشد، ایمان مردم به آنها از روی خلوص و پاکی نیّت و بدون شائبه میشود، ولی اگر آنها مردمانی خوشگذران، و مقیّد به غذا و لباس باشند، افرادی که به این امور علاقه دارند، روی این طمعها، دور آنها جمع میشوند، و اساس کار آنها را به هم میزنند.


پیغمبر و هر زمامداری، باید به مردم نزدیک باشد، و از حشمتهای ظاهری دور باشند. اگر پیغمبران به این امور میگراییدند، مردم قهراً دلشکسته، و به واسطه اختلاف طبقهای که داشتند از آنها دور میشدند، و محروم میگشتند، و تربیت افرادی، مانند ابوذر و مقداد و عمّار و سلمان، امکانپذیر نمیشد، امّا وقتی پیغمبر، در ردیف طبقه سوّم زندگی کند، همه با او، آشنا و رفیق میشوند.

اگر پیغمبر، اینگونه زهد نورزیده بود، و برای خود، تشکیلات و دربار و اسکورت و دستگاه مرتّب میکرد، بعدها تا دینار آخر بیتالمال مسلمانان، صرف اغراض خصوصی میشد.


به هر حال، این روش پیغمبر و علی (علیهم السلام) علاوه بر آنکه برهان عظمت نفس آن بزرگواران است، متضمّن درسها و آموزشهایی است که در انتظام امور دنیا و عدالت و بهتر زیستن، نقش ممتاز و خاصّی را ایفا میکند که هیچ چیز دیگر، جایگزین آن نمیشود.

https://b2n.ir/666263

بالای صفحه